خلاصه داستان: در یکی از روزهای جنگ ایران و عراق در مناطق مرزی روایت میشود. پیرمردی در یک کلبه کوچک در کنار قبرستان شهدا زندگی میکند و همراه با همسر و نوهاش از قبور شهیدان مراقبت میکند، در حالی که پسرش در جبهه میجنگد. اما ناگهان یک افسر عراقی به همراه دو سرباز زیردستش که زخمیاند، وارد کلبه میشوند و به پناهندگی و کمک نیاز ...
خلاصه داستان: داستان «بیپناه» درباره چهار دختر دانشجو است که برای ادامه تحصیل، خانهای را بهصورت مشترک اجاره کرده و زندگی آرام و صمیمانهای را در کنار یکدیگر آغاز میکنند. اما وقوع اتفاقی غیرمنتظره، آرامش آنها را بر هم میزند و پای رازهایی از گذشته یکی از دختران را به میان میکشد؛ رازهایی که بهتدریج زندگی همه آنها را تحت تأثیر قرار میدهد.
خلاصه داستان: داستان درباره دیوید، یک کوتولهٔ ۳۹۹ ساله (!!) است که به همراه همسرش لیزا (Lisa) در جنگل زندگی میکنند . دیوید یک دکتر (پزشک) حیوانات و موجودات جنگل است و با کمک روباه وفادارش به اسم سوئیفت (Swift)، در سراسر جهان سفر میکند تا به حیوانات بیمار کمک کند و از طبیعت محافظت نماید .دشمنان اصلی آنها ترولهای (Trolls) بدجنس و دستوپاچلفتی هستند که...
خلاصه داستان: «نسل جادویی» داستان گروهی از جوانان با تواناییهای فراطبیعی است. بابک (رامبد جوان)، یک مهندس بیکار بیست و چند ساله، قدرت شنوایی فوقالعادهای دارد که به کمک آن میتواند از میان دیوارها و مسافتهای دور را بشنود. او در این راه با افرادی مانند ژاله (هدیه تهرانی) که قدرت دیدن پشت دیوارها را دارد و آویشن (باران کوثری) آشنا میشود و در پی یافتن هدفی برای تواناییهایشان هستند. آنها در مهمانی در خانه ژاله دور هم جمع میشوند تا تجربهای ناب و ماورایی رقم بزنند.
خلاصه داستان: دو خان به نام های مظفر و منصور در یک باغ در حالیه یک دیوار بین آنهاست، روزگار می گذرانند. به دلیل یک ازدواج، افراد جدیدی وارد این باغ میشوند. رفتاری که این اشخاص دارند مطابق میل صاحبان باغ نیست. همین اختلاف سلیقه ها و تناقض خواسته ها و رفتارها موضوع داستان این سریال است …
خلاصه داستان: سه دوست «فرجیان، کلانی و اسدی» با سندی جعلی، یک زمین را به یک فرد سرمایهدار به نام کورانی میفروشند و از او کلاهبرداری میکنند، اما اسدی پولها را میگیرد و قصد دارد تا سهم دو نفر دیگر را هم برای خود بردارد. او پولها را در زیرزمین یک خانۀ قدیمی در پامنار پنهان میکند و خودش در راه فرودگاه (میخواسته به کانادا فرار کند) تصادف میکند و فلج میشود. حالا دو نفر دیگر بر سر یافتن پولها رقابت میکنند …
خلاصه داستان: فیلم دربارهٔ زندگی دختری به نام ژان است. او که دختری مسیحی است درصدد ازدواج با آندره است، اما با پدرش بر سر هویت خود درگیری دارد. تصادف ژان با دختری جوان او را به هویت اصلی خود نزدیک میکند.
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو سایت خاطره ها نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.