خلاصه داستان: داستان فیلم در سال ۱۳۵۷ آغاز میشود؛ زمانی که مهندس علی از سوی وزارت معادن مأمور رسیدگی به وضعیت یک معدن زغالسنگ میشود. او به همراه همسرش در شهرک معدنچیان ساکن میشود، اما خیلی زود متوجه میشود افراد ناشناسی با تهدید و توطئه قصد دارند او را از منطقه دور کنند.
خلاصه داستان: داستان جوانی زورمند به نام دمرل را روایت میکند. او پس از هماوردی با پهلوانان بسیار، به عنوان پهلوان پهلوانان برگزیده میشود. دمرل که دلتنگ مبارزه است، از نبود حریفی در برابر خود رنج میبرد و این حس سرخوردگی، او را به سفری پر از ماجراجویی و چالش میکشاند.
خلاصه داستان: داستان نویسندهای به نام بهروز بهروزان را روایت میکند که پس از مدتی تلاش موفق میشود فیلمنامهاش را به تصویب برساند. او که گمان میکند درهای موفقیت به رویش باز شده، همسرش «رؤیا» را به تغییرات بزرگ زندگی امیدوار میکند. اما وقتی برای تولید فیلمنامه به دفاتر مختلف و تهیهکنندگان گوناگون مراجعه میکند، هرکدام سعی میکنند...
خلاصه داستان: فیلم «همه دختران من» داستان فردی است به اسم «اسفندیار رویینی» که صاحب شش فرزند دختر است و انتظار فرزند هفتم را می کشد. اما فرزند هفتم نیز دختر است. «اسفندیار» پس از آن که از دریافت مساعده از اداره اش ناامید می شود، به شرکت مهندسان مشاور مراجعه می کند که در آن جا در ازای بهره ماهانه سرمایه گذاری کرده است.
خلاصه داستان: روایتگر زندگی دو دوست صمیمی به نامهای سعید و حمید است. این دو جوان که آرزوی مهاجرت دارند، پنهانی سوار تریلی پدر حمید (رضا) میشوند تا خود را به کشور ترکیه برسانند. در این میان، گروهی از قاچاقچیان نیز بدون اطلاع راننده، محمولهای از عتیقهجات را در کامیون جاسازی میکنند...
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره «بهام» (با بازی جمشید هاشمپور) است، یک مبارز سیاسی که در خارج از کشور تحصیل کرده و در فنون رزمی نیز مهارت دارد.او توسط «تیمسار» (با بازی ایلوش خوشابه)، پدر همسرش «شیرین» (با بازی مهشید افشارزاده)، تحت تعقیب قرار میگیرد. علت این تعقیب و گریز این است که تیمسار نمیخواهد دامادش مبارزی علیه نظام باشد و برای حفظ حیثیت خود، اصرار دارد که شخصاً او را دستگیر کند.
خلاصه داستان: داستان مجموعه دربارهٔ پدر میانسالی به نام «اسدالله خان» است. اسداللهخان پدری مهربان، خانوادهدوست، دلسوز و در عین حال سختگیر و پرصلابت است. به باور او همهٔ پسرانش پس از ازدواج میبایست در خانهٔ بسیار بزرگ او زندگی کنند. او چنین سیاستی را در مورد دو دخترش «مهری» و «زری» در پیش نگرفته و به همین جهت آنها دارای زندگی مستقلی هستند.
خلاصه داستان: دو برادر به نام های محسن با بازی مهران مدیری و امیر با بازی عبدالرضا اکبری بر سر باغ میراثی پدر مرحومشان به مشکل خورده اند. امیر که سن و سالی از او گذشته، استاد دانشگاه است و قصد دارد باغ را به همان صورتی که پدرش از آن مراقبت کرده است نگه دارد تا یادگاری از محبت ها و خوبی های پدرشان باشد. از طرف دیگر محسن جوان، اندیشه ها و خیالات خام و بلند پروازانه ای در سر دارد. او قصد دارد با قطع درختان باغ، چندین ساختمان در زمین باغ بسازد و به کلی کاربری آن را دگرگون کند...
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو تیویشو پلاس نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.