خلاصه داستان: پس از سوء قصد نافرجام به جان کمال خان، او با الماس «چشم شیطان» که به مالکش قدرت میدهد، ناپدید میشود. برادرش صمصام الدوله کارآگاهی به نام محمود خان را برای یافتن او مأمور میکند. محمود خان به اصفهان میرود و با سولماز و خالهٔ او و شوهر خاله اش رشید پاشا که برای یافتن چشم شیطان از عثمانی آمدهاند رو به رو میشود. آنها در هتل محل اقامتشان با یک سرگرد انگلیسی و خدمتکار هندی اش، یک کمیسر روس که مأمور نظمیه اصفهان است و عدهای دیگر مواجه میشوند که همگی در پی چشم شیطان هستند.
خلاصه داستان: موضوع فیلم به دوران پس از جنگ ایران و عراق و اثرات آن بر جامعه ایرانی بازمیگردد.
طوفان (جمشید هاشمپور) نام شخصیت اصلی این فیلم که در دوران جنگ زن و فرزند خود را از دست داده و پس از گذشت سالها کمکم به آرامشی نسبی رسیده تا اینکه یکی از خائنین به مملکت در دوران جنگ، از زندان آزاد شده و چون طوفان در زندانی شدن وی و اعدام برادرش نقش اساسی را داشته پس به سوی وی رفته و درصدد انتقام به هر نحوی بر میآید.
خلاصه داستان: جلال از همسرش جدا میشود و با همکاری یک کلاهبردار به سرقت از یک خانهٔ مسکونی اقدام میکند. جلال از روی تصادف متوجه گفت و گوی یک گروه خرابکار دربارهٔ توطئه بمب گذاری میشود و موضوع را به پلیس اطلاع میدهد. اما مأموران به جلال بدگمان میشوند و او را بازداشت میکنند. سرگرد هاشمی، افسر ویژهٔ ادارهٔ آگاهی، متوجه...
خلاصه داستان: ابراهیم عسگری که در فرانسه تحصیل می کند به طور اتفاقی از فعالیت یکی از گروه های ضد حکومتی اطلاعاتی به دست می آورد و برای افشای آنها به ایران می آید..
خلاصه داستان: تورچی به همراه چند تن از همدستانش شكوهی را از زندان آزاد میكند. آنها به قصد خروج از كشور به یكی از روستاهای مرزی سیستان میروند. در روستای مرزی للوك و خورشید، در پی عشقی طولانی و پشت سر گذاشتن موانع بسیار، زندگی مشتركشان را آغاز كردهاند. گروه تورچی به واسطهی مرد سابقه داری به نام مهران فر للوك را اغوا میكنند تا...
خلاصه داستان: زمان جنگ ایران و عراق است و دامنهٔ جنگ به خلیج فارس نیز کشیده شده و کشتیهای نفتکش ایرانی مورد حملهٔ دشمن قرار میگیرند. در این میان یک ناخدای جوان تصمیم به عبور کشتی نفتکش از تنگهٔ هرمز میگیرد و برای این کار از ناخدایی بازنشسته ولی پرتجربه کمک میخواهد. ناخدای پیر در ابتدا تمایلی برای انجام این کار ندارد اما...
خلاصه داستان: نان و شعر فیلمی به کارگردانی و نویسندگی کیومرث پوراحمد محصول سال ۱۳۷۲ است. این فیلم بر اساس داستانی از مجموعه قصه های مجید، نوشته هوشنگ مرادی کرمانی ساخته شده است.
«مجید» که در نانوایی کار میکند، شعر میسراید و شعرهایش را برای چاپ به مجلهها میفرستد. او تصادفاً چند صفحه از رمان «بینوایان» هوگو را به دست میآورد و برای تهیهٔ خود کتاب به کتابخانه میرود. اما مسئولان کتابخانه به این دلیل که مجید عضو کتابخانه نیست کتاب را به او امانت نمیدهند. مجید یکی از کتابهای شوهر خواهرش آقاکمال را به کتابخانه میبرد و با کتاب «بینوایان» عوض میکند، غافل از آن که لای کتاب آقاکمال یک چک ۶۳۵ هزارتومانی است...
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو سایت خاطره ها نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.