خلاصه داستان: وزارت ارشاد قصد دارد از نخبگان ایرانی مقیم خارج دعوت کند تا در یک همایش فرهنگی به ایران بیایند و در برنامههای فرهنگی برای ایرانیان سخنرانی یا برنامه اجرا کنند. یکی از این دعوتنامهها قرار است برای یک رهبر ارکستر که شخصیت برجسته و صاحب نامی که در آمریکا زندگی میکند فرستاده شود اما این دعوتنامه اشتباهاً برای آقای مکس که خواننده کافه و کابارههای لوس انجلس میباشد فرستاده میشود و...
خلاصه داستان: هفت خانواده در خانهای قدیمی که به خراب آباد موسوم است زندگی فلاکت باری دارند. تنها لذت آنها این است که هر شب با تلویزیون محمد، که پادوی تماشاخانهای در لاله زار است، خود را سرگرم میکنند. روزی تلویزیون به سرقت برده میشود. منصور، برادر محمد و حاج عمو، صاحب خانه، به مستأجرها بدگمان میشوند و...
خلاصه داستان: زمان جنگ ایران و عراق است و دامنهٔ جنگ به خلیج فارس نیز کشیده شده و کشتیهای نفتکش ایرانی مورد حملهٔ دشمن قرار میگیرند. در این میان یک ناخدای جوان تصمیم به عبور کشتی نفتکش از تنگهٔ هرمز میگیرد و برای این کار از ناخدایی بازنشسته ولی پرتجربه کمک میخواهد. ناخدای پیر در ابتدا تمایلی برای انجام این کار ندارد اما...
خلاصه داستان: میثم (جواد عزتی)، جوانی است که کتابی منتشر نشده در ارتباط با ازدواج موقت و فشارهای جنسی جوانان دارد و سعی دارد از طریق راه حلی که فکر میکند صحیح است، معضلات مشکلات اجتماعی جوانانی که تحت فشار هستند را برطرف سازد اما…
خلاصه داستان: تو این دوره زمونه که رفاقتها نم کشیده، داشتن یه دل بی غل و غش نعمت بزرگیه. حالا که دنبالشی، چشم دلتو باز کن تا یه رفیق پاک و ساده پیدا کنی. هنوزم میشه یه رفیق فابریک داشت…
خلاصه داستان: این کارتون ماجرای دو کاراگاه به نام های Cajetan Chrumpsa و Kota Makawitego را بازگو میکند که به تعقیب یک جنایت کار خطرناک که یک آفتاب پرست است میپردازند و در این نعقیب و گریز با حوادث و وقایع مختلفی مواجه میشوند که ....
خلاصه داستان: جلسهٔ خانمها در تعاونی مستقل بانوان تشکیل شده و شقایق مدیرعامل این تعاونی برای ساخت یک مجتمع پزشکی تخصصی کودکان احتیاج به پول بیشتری پیدا میکند. همسر شقایق، سیاوش، امتحان دورۀ تخصصی دکترا را در پیش دارد، ولی شقایق کارهای خانه را بر عهدۀ او میگذارد. سیاوش اعتراض میکند، اما شقایق فکر میکند که سیاوش نمیخواهد او در کار بیرون رشد کند. اختلاف بالا میگیرد و شقایق با قهر به خانهٔ پدر میرود...
خلاصه داستان: دختری جوان به نام مهتاب (هدیه تهرانی) در خیابان با ماشین فرد مسافرکشی به نام ارسطو (بهرام رادان) در خیابان تصادف کرده و فرار میکند. ارسطو (بهرام رادان) با کمک دوست خود اتومبیل مهتاب را پیدا میکند و بعد از قطعه قطعه کردن آن را به مهتاب (هدیه تهرانی) تحویل میدهد. مهتاب برای تلافی کار او به دروغ به پدر و مادر ارسطو میگوید که پسرشان او را اغفال کرده و...
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو سایت خاطره ها نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.