خلاصه داستان: خداوند به وسیله نشانههایی به سلیمان (ع) نشان میدهد که باید از شرایط سختی برای رسیدن به یک جامعه آرمانی عبور کند. اما سلیمان برای بدست آوردن چنین حکومتی باید جهان اجنه و شیاطین را تحت سلطه ی خود در آورد. در این بین فتنههایی در سه شهر اورشلیم، اریحا و زبولون به نمایش در میآید که سلیمان نبی باید از پس آنها برآید…
خلاصه داستان: یک هواپیمای عراقی در منطقة کانی مانگا ـ واقع در کردستان ایران ـ سقوط میکند و خلبان آن که جان سالم بدر برده میگریزد. گروهی تکاور زیر نظر سروان یاوری مأمور میشوند تا خلبان را به اسارت درآورند. یکی از گروههای مسلح مخالف جمهوری اسلامی به سرکردگی «کاک هوشنگ» وارد کارزار میشود تا خلبان را نجات بدهد...
خلاصه داستان: در نمای آخر فیلمی که در یکی از روستاهای شمال کشور فیلمبرداری میشود، قرار است مرگ پیرمردی که شخصیت اول فیلم است، همراه با پایین آمدن یک فرشته از بالای درخت فیلمبرداری شود. برخلاف دیگر فصلهای فیلم که در هوایی ابری فیلمبرداری شدهاند، این صحنه باید در هوایی آفتابی گرفته شود. گروه آماده فیلمبرداری است، اما...
خلاصه داستان: عشق در ۴۰ سالگی دربارهی عشقی از دسترفته است که دوباره پیدا میشود. نگار، زنی متأهل است که در یک شرکت موسیقی کار میکند. وقتی مأموریتی به او سپرده میشود تا با یک رهبر ارکستر ایرانی مقیم خارج همکاری کند، ناگهان با عشق قدیمیاش روبهرو میشود. در همین حال، نگار خود را در موقعیتی دشوار با همسرش مییابد؛ همسری که معلوم میشود در جدایی او از معشوق پیشینش بیتأثیر نبوده است…
خلاصه داستان: محسن که یک مدیر فروش در سطح شهرستان است ارتقا گرفته و به یک مدیر در سطح کشور تبدیل شده است. ولی دغدغه او داشتن همسری نه چندان مدرن است که ممکن است باعث سرافکندگی و تحقیر محسن در بین همکاران پایتخت نشین وی شود...
خلاصه داستان: داستان یک خانواده کوچک را روایت میکند:مادر، زنی با گذشتهای پررنج که همه زندگیاش را وقف دو فرزندش کرده است.یلدا، دختری خجالتی و منزوی که بهخاطر یک نقص جسمی هرگز نتوانسته شغل مناسبی پیدا کند و دنیای خیالپردازانهی خودش را دارد.احسان، پسری که بین رؤیاهای شخصی و فشارهای زندگی گیر کرده و تصمیم دارد کاری پیدا کند تا از وضعیت سخت خانواده بیرون بیایند.
خلاصه داستان: نگار (هانیه توسلی) ناچار میشود یک شب را تا صبح در خیابان های تهران بگذراند و در این مسیر و گذراندن زمان با سه مرد با شخصیت های مختلف برخورد میکند و یک شـب سخت را تجربه میکند…
خلاصه داستان: دو رفیق خلافکار (امین حیایی و محمدرضا گلزار) در جریان یک کلاهبرداری به زندان می افتند و در زندان از طریق پیرمرد در حال مرگی به نقشه یک گنج بزرگ دست پیدا میکنند. این تاج سلطنتی هر تکه جواهراتش در یک خانه است و این دو دوست باید آنها را پیدا کنند…
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو سایت خاطره ها نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.