خلاصه داستان: داستان فیلم درباره مینا، مددکار دلسوز کانون اصلاح و تربیت است که مسئول آموزش و رسیدگی به کودکان بزهکار میشود. در میان این کودکان، پسربچهای یازدهساله به نام مهدی حضور دارد که با وجود شنیدن خبر مرگ مادرش، همچنان باور دارد که او زنده است و روزی برای بردنش بازخواهد گشت...
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره مردی قمارباز و تنگدست به نام تقی است که به طور اتفاقی کیف مردی ناشناس را میرباید. اما برخلاف انتظارش، داخل کیف خبری از پول یا اشیای ارزشمند نیست و تنها نامهای پیدا میکند که نشان میدهد صاحب کیف قصد دارد به زندگی خود پایان دهد...
خلاصه داستان: همزمان با شدت گرفتن حملات شیمیایی رژیم بعث عراق علیه نیروهای ایرانی، یکی از یگانهای عملیاتی مأموریتی حساس و سرنوشتساز را آغاز میکند. در این میان، یک متخصص مواد شیمیایی به همراه گروهی از رزمندگان راهی منطقهای خطرناک میشود تا علاوه بر شناسایی منشأ حملات، راهی برای کاهش آثار مرگبار این سلاحها پیدا کند.
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره عاطفه است؛ زنی که با تمام وجود همسرش بهزاد را دوست دارد و تلاش میکند او را از زندان آزاد کند. پس از آزادی بهزاد، همه تصور میکنند مشکلات این خانواده به پایان رسیده است، اما ماجرا تازه آغاز میشود. بیپولی، گرفتاریهای مالی و اتفاقات پیشبینینشده، زندگی آنها را وارد مرحلهای تازه میکند و آرامششان را بر هم میزند.
خلاصه داستان: داستان جوانی زورمند به نام دمرل را روایت میکند. او پس از هماوردی با پهلوانان بسیار، به عنوان پهلوان پهلوانان برگزیده میشود. دمرل که دلتنگ مبارزه است، از نبود حریفی در برابر خود رنج میبرد و این حس سرخوردگی، او را به سفری پر از ماجراجویی و چالش میکشاند.
خلاصه داستان: روایتگر داستان مردی تنها به نام صفدر است که به دنبال مردی دیوانه به نام شیون میگردد تا رازی را که سی سال بر دل داشته برای او اعتراف کند. او پس از جستجویی طولانی و با کمک دختری جوان، سرانجام شیون را در دل جنگلی وحشی مییابد و راز خود را برای او فاش میسازد.
خلاصه داستان: فیلم «سلطان» درباره زنی به نام «مریم» است که جیب بری به نام «سلطان»، کیف حاوی اسناد و مدارک یک باغ که به شخصی به نام «مریم» تعلق دارد را، در فرودگاه از او می دزدد. حالا باید مریم تلاش کند تا سلطان را پیدا کند.
خلاصه داستان: در جریان موشکباران تهران، خانهای بر اثر برخورد موشک ویران شده و دچار حریق میگردد. از اهالی این خانه تنها دختر پانزدهسالهای زنده میماند که صورتش به شدت سوخته و به وضع کریهی درآمده است. دختر دچار بحران شدید روحی میشود و او را به بیمارستان میبرند. خانم دکتری که معالجه او را به عهده میگیرد، با مقاومت و لجاجت دختر روبرو میشود تا اینکه خانم دکتر داستان زندگی خود را که شبیه زندگی دختر است، برای او تعریف میکند. دختر با شنیدن سرگذشت خانم دکتر رفتهرفته آرام میگیرد و آماده معالجه و برگشت به زندگی میشود .
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو تیویشو پلاس نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.