خلاصه داستان: «رسول» یکی از مأموران زبده اطلاعاتی برای دستیابی به اخبار فوقسری وارد خاک دشمن میشود. در همان آغاز مأموریت خود متوجه میشود که جمعی از مخبرین به اسارت گرفته شدهاند. او برای کسب اطلاعات وارد اردوگاه میشود و در آنجا با یک سروان عراقی رودررو میشود و با ترفندی خاص در حالی که اطلاعات مورد نظر را به دست آورده، همراه با سروان عراقی از اردوگاه فرار میکند. حال نیروهای بعثی با تمام قوا میکوشند مانع رسیدن آنها به ایران شوند.
خلاصه داستان: داستان فیلم «هبوط» با نگاهی تمثیلی و فلسفی روایت میشود. محور اصلی داستان درباره فرشتهای است که به دلیل ایجاد شک و تردید در درون خود، از جایگاه خویش هبوط کرده و به میان انسانها فرستاده میشود. در این سفر زمینی است که سرگشتگی،جستجوی هویت از دست رفته و فریبهای ابلیس، هسته اصلی ماجرا را شکل میدهند.
خلاصه داستان: «پلاک» روایتی از جنگ ایران و عراق است و داستان یک گروه هشت نفره از تکاوران نیروی مخصوص ارتش را روایت میکند. آنها به فرماندهی سروان هاشمی مأمور میشوند تا از خطوط دشمن عبور کرده و وارد منطقه تحت اشغال عراق شوند. هدف اصلی آنها، تهیه نقشهای از استحکامات و میادین مین دشمن است. پس از اتمام ماموریت، در جریان درگیریهای سنگین با نیروهای عراقی، تنها سه نفر از گروه جان سالم به در میبرند و بقیه به شهادت میرسند.
خلاصه داستان: در یک روستای دورافتاده، عدهای سودجو و شیاد با مقدس جلوه دادن یک درخت کهنسال، سعی در فریب مردم سادهدل و کسب درآمدهای کلان دارند. فضای روستا تحت تاثیر این خرافهپرستی قرار میگیرد تا جایی که اهالی برای رفع مشکلات خود به آن درخت پناه میبرند. در این میان، شخصیتی به نام خلیل (با بازی شهراد وثوقی)، تن به خرافات نمیدهد. با تبر به دست به مقابله با این جریان انحرافی برمیخیزد و سعی دارد حقیقت را به مردم نشان دهد و آنها را از چنگال این شیادان نجات بخشد.
خلاصه داستان: فیلم سینمایی «هیهات» محصول سال ۱۳۹۵ یک فیلم چهار اپیزودی (آنتولوژی) با درونمایه مذهبی و عاشورایی است. کلمه «هیهات» به معنای «هرگز» برگرفته از جمله معروف «هیهات منا الذله» سرور و سالار شهیدان است.
خلاصه داستان: محور اصلی فیلم بر درگیری دو تکتیرانداز ایرانی با یک همتای عراقی است. این دو رزمنده در منطقهای در غرب کشور در دام تک تیرانداز ماهر عراقی گرفتار میشوند. اما در این میان، ورود یک پیرمرد محلی به ماجرا، مسیر داستان را تغییر میدهد و اتفاقاتی تازه را رقم میزند.
خلاصه داستان: با مرگِ «حساممیرزا رفیعالملک»، میراث خاندان رفیعالملک به همسرش «فروغالزمان» میرسد؛ اما خواهر و برادرِ حساممیرزا، «تاجالملوک» و «کامران میرزا»، که تنها بازماندگان این خاندان هستند از این موضوع خشنود نیستند؛ بنابراین با طرح نقشهای، سعی در تصاحب مجدد میراث خانوادگی دارند. نقشهٔ توطئه این است که با اجرای نمایشی که «کامران میرزا» نوشته، ثابت کنند «فروغ الزمان» مجنون است و احتمالاً بعداً او را از سر راه بردارند...
خلاصه داستان: داستان فیلم در بندر انزلی اتفاق میافتد و درباره محمد علوی، رئیس آگاهی بندر است که همسر و دو دخترش را در یک سانحه از دست داده و سالهای پایان خدمت را در افسردگی میگذراند. او مدام خیال میکند همسرش هنوز با او زندگی میکند. ماجرا زمانی آغاز میشود که جسد یک زن ماهیگیر به نام «پری» در ساحل پیدا میشود...
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو سایت خاطره ها نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.