خلاصه داستان: روایتگر داستان سیدحسین، پسر یک استوار ژاندارمری (نیروی انتظامی) است که برخلاف خانوادهاش افکاری ضد حکومت دارد. او از سال ۱۳۴۲ وارد فعالیتهای سیاسی میشود و به همین دلیل به زندان میافتد، اما پدرش با استفاده از ارتباطات نظامی خود او را آزاد میکند. سیدحسین پس از آزادی خانهای خارج از محدوده میسازد اما...
خلاصه داستان: جوانی که قهرمان رشتههای رزمی کشور است و به همراه دوست صمیمیاش پوریا (با بازی سعید موسوی)، در آستانه ورود به تیم ملی تکواندو قرار دارد. مجید که به دنبال کسب موفقیتهای بیشتر است، با مردی به نام مازیار آشنا شده و در کارگاه ریختهگری او مشغول به کار میشود. اما این آشنایی، او را...
خلاصه داستان: داستان درباره گروهی از موجودات کوچک آبی رنگ به نام «اسمورف» هست که توی یه دهکده کوچیک توی جنگل، توی خونههایی به شکل قارچ زندگی میکنن . هر کدوم از اسمورفها یه شخصیت خاص و یه اسم مرتبط با همون شخصیت دارن (مثل اسمورف تنبل، اسمورف قوی، اسمورف باهوش و...).خطر اصلی براشون یه جادوگر شرور به اسم گارگامل (Gargamel) و گربهش آزرائل (Azrael) هستن که همیشه سعی میکنن اسمورفها رو بگیرن تا ازشون طلا درست کنن یا...
خلاصه داستان: فیلم «همه دختران من» داستان فردی است به اسم «اسفندیار رویینی» که صاحب شش فرزند دختر است و انتظار فرزند هفتم را می کشد. اما فرزند هفتم نیز دختر است. «اسفندیار» پس از آن که از دریافت مساعده از اداره اش ناامید می شود، به شرکت مهندسان مشاور مراجعه می کند که در آن جا در ازای بهره ماهانه سرمایه گذاری کرده است.
خلاصه داستان: داستان سه شریک تجاری به نامهای صفاری، جباری و ناصری را روایت میکند که در یک آژانس مسکن کار میکنند و در برنامه خانهسازی فعالیت دارند. صفاری بدون اینکه بداند دچار غده مغزی شده است. شاهین (با بازی محمود دینی)، پسر صفاری، تلاش میکتابد سلامت پدرش را بازیابد. اما جباری و ناصری در این فکر هستند که...
خلاصه داستان: داستان سروان «پوریا» (با بازی خسرو شکیبایی)، فرمانده یک پاسگاه ساحلی را روایت میکند. او در آستانه ازدواج با زندگی مشترکش است. در همین حین، یکی از همکارانش به قتل میرسد. سروان پوریا که باید پرده از این راز جنایی بردارد، با تلاش و همفکری همسرش (نیکی کریمی) موفق میشود ...
خلاصه داستان: داستان دختری به نام عسل (با بازی الهام حمیدی) را روایت میکند که پس از سالها زندگی در خارج از کشور، برای ازدواج با یک پسر ایرانی به ایران بازمیگردد. در این میان، جواد (با بازی سید جواد رضویان)، پسر همسایه که رابطه خوبی با عسل ندارد، بهطور تصادفی با او آشنا میشود و...
خلاصه داستان: داستان دو دوست صمیمی به نامهای ذبیح و غلام را روایت میکند که از طبقات پایین جامعه هستند. شغل عجیب این دو، جابهجایی جنازهها با یک آمبولانس نعشکش است. این کمدی روایتگر ماجرای گم شدن آمبولانس آنهاست. اما داستان وقتی پیچیدهتر میشود که شایعهای عجیب در محله میپیچد: مقتولی که در قبرستان بیدقشان است و ذبیح و غلام مشغول انتقال آن هستند...
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو سایت خاطره ها نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.