خلاصه داستان: «علی» در راه بازگشت از مدرسه، مجروحی را میبیند که توسط دو موتور سوار ترور شده و به دائیاش «امیر» اطلاع میدهد تا مجروح را که محمود نام دارد به بیمارستان برسانند. «امیر» که مأمور اطلاعاتی است تحقیق را درخصوص ترور مرد مجروح آغاز میکند، اما در فاصله کوتاهی محمود، ناپدید میشود…
خلاصه داستان: داستان این فیلم از یک صبح پاییزی در ساعت ۷ شروع میشود. جهانگیر (خسرو شکیبایی)، رؤیا (هدیه تهرانی) و ۲ فرزندشان شنگول (آرین مطلبی) و منگول (هانیه مرادی)، اعضای خانوادهای چهارنفره هستند که زندگیای معمولی را سپری میکنند، اما در این بین، رؤیا موقعیتی متمایز دارد، از این حیث که دائم در حال خیالبافی و داستانسرایی است. جهانگیر با مشاهده علاقه زیاد همسرش به داستانپردازی، به او پیشنهاد میدهد که به آموزشگاه داستاننویسی برود و به شکل آکادمیک این جریان را دنبال کند...
خلاصه داستان: داستان در سال 1865 در مورد پسر سیزده ساله ای از پروس به نام لوکاس است که برای فرار از مشکلات خانوادگی و یک دشمن خطرناک به آمریکا نقل مکان می کند. در طول سفر او با دختر جوانی به نام اورسولا آشنا می شود و این دو کودک برای زنده ماندن و فرار از دست دشمنان تلاش می کنند.(در این سریال تعدادی از بازیگران سریال قصه های جزیره به ایفای نقش پرداخته اند)
خلاصه داستان: فرید معصومی در پی عزیمت خود به جبههٔ جنگ ایران و عراق، شیمیایی شده و به اسارت عراق در میآید. پروانه همسر فرید بهدنبال سالها انتظار و بیخبری از وضعیت فرید و به گمان کشته شدن او تصمیم به ازدواج میگیرد. فرید پس از آزادی به سراغ پروانه رفته و پروانه با دیدن فرید دچار سکتهٔ قلبی میشود...
خلاصه داستان: «حاج حیدری» به دست شخصی به قتل میرسد. ابتدا این جنایت خودکشی اعلام میشود. پسرش که در رشته حقوق تحصیل میکند، پرده از این ماجرا برمیدارد و با کمک بازپرس به جستجوی قاتل بر میآید. در این جستجو اتفاقی میافتد که …
خلاصه داستان: اعضای یک گروه قاچاق اشیای عتیقه پس از کشتن یک نگهبان در ویرانههای تخت جمشید سنگی قیمتی را میربایند و قصد دارند آن را در حراج لندن به فروش برسانند. صادق و حاج مرتضی مأمور میشوند تا ماجرا را پیگیری کنند. آنها با دستگیر کردن نگهبانی، که در سرقت و خارج کردن اشیای عتیقه دست دارد، اعضای گروه را شناسایی میکنند...
خلاصه داستان: «سید موسی» میرآب قدیمی شهر است. سارقان پس از سرقتی از یک جواهر فروشی، «داود» پسر «سید موسی» را به عنوان طعمه به گروگان میگیرند تا پدرش را مجبور به همکاری کنند چون که «سید موسی» تنها کسی است که میتواند جواهرات را از درون قنات بیرون بکشد. «داود» نگران پدر بیمار خویش است. «یدل» دوست «داود» از یکسو و نیروهای انتظامی از سوی دیگر در پی ماجرا هستند. آنها قصد دارند «سید موسی» را نجات دهند و...
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو سایت خاطره ها نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.