خلاصه داستان: فیلم «به کبودی یاس» به زندگی سردار شهید «عبدالحسین برونسی» (فرمانده تیپ جوادالائمه از لشکر ۵ نصر) میپردازد. داستان از جایی آغاز میشود که شهید برونسی، که فرماندهای است لحظهای در اصول خود تردید نمیکند، از جبهه برای جمعآوری همرزمانش در عملیات خیبر به شهر محل اقامتش، مشهد مقدس، میآید.این بازگشت به شهر، بهانهای است برای روایت بخشهایی از زندگی این سردار. او در این مدت با چالشهای شخصی هر یک از همرزمانش روبهرو میشود و سعی در حل مشکلات آنها دارد تا آنها را برای یک عملیات جدید، یعنی «عملیات بدر»، آماده و همراه خود به جبهه ببرد.
خلاصه داستان: در یک سرزمین افسانهای، در دوران حکومت یک حاکم ظالم، نوزاد پسری به دنیا میآید. مردم به دلیل نحوهٔ خاص تولد او، عقیده دارند که این کودک میتواند شر حاکم را از سرشان کوتاه کند. حاکم که از ماجرا باخبر میشود، دستور قتل نوزاد را صادر میکند، اما کودک نجات مییابد و در دامان زن و مرد میانسالی که فرزندی ندارند، بزرگ میشود.سالها بعد، جوان برومندی به نام سعد (با بازی اکبر زنجانپور) روزی حاکم را در شکارگاه از مرگ نجات میدهد...
خلاصه داستان: داستان درباره کیوان محتشم (با بازی فرامرز قریبیان)، افسر نیروی دریایی است که رهبری گروهی از غواصان را برای شناسایی یک مرکز ردیابی کشتیهای ایرانی در خلیج فارس بر عهده دارد. پس از شناسایی مرکز و عدم موفقیت در نابودی آن، نیروهایشان مورد هجوم دشمن قرار میگیرند. محتشم که بر اثر کمبود اکسیژن زیر آب دچار آسیب ریوی میشود، در بیمارستان بستری میگردد.
خلاصه داستان: «علی» که بر خلاف میل خانوادهاش به «استانبول» مهاجرت کرده، با وجود آگاهی از مشکلاتی که برای همسر و فرزندش پیش آمده، حاضر به بازگشت به وطن نیست. لذا «زهره» برای یافتن او به ترکیه میرود و در آنجا درمییابد که همسرش به کارهای خلاف کشیده شده و مورد تعقیب پلیس است. «علی» در تنگنا و شرمساری قصد خودکشی میکند اما اقدام به موقع همسرش -زهره- مانع این امر میشود...
خلاصه داستان: داستان درباره دو خانواده همسایه به نامهای «آقاکمال» و «آقارحمت» است. با شروع جنگ، پسر آقاکمال که تازه ازدواج کرده، به جبهه میرود و به شهادت میرسد. در همین حین، «علی» پسر آقارحمت که مشکلات مالی و زندگی او را خسته کرده، به طور غیرقانونی از مرز گذشته و راهی آلمان غربی میشود.علی در آلمان با «مصطفی» آشنا میشود؛ کسی که سالها پیش به اروپا رفته و ...
خلاصه داستان: داستان در جهانی خیالی میگذرد که در آن برخی افراد قادر به کنترل و خم کردن یکی از چهار عنصر اصلی آب، خاک، آتش و باد هستند. این افراد «خمکننده» (Bender) نامیده میشوند و هر ملتی به طور خاص بر یک عنصر تسلط دارد.
تنها یک نفر در جهان به نام آواتار (Avatar) میتواند به هر چهار عنصر مسلط شود و مأموریت او حفظ صلح و تعادل میان ملتهاست. اما مشکل اینجاست که آنگ (Aang)، آخرین بازمانده از قوم باد و آواتار جدید، ۱۰۰ سال پیش ناپدید شده است. در نبود او، ملت آتش (Fire Nation) به بقیه ملتها حمله کرده و جنگی صد ساله را آغاز کرده است.
خلاصه داستان: پیرمرد نجاری به نام «جپتو» آرزوی پسری را در سر میپروراند. روزی او از شاخه درختی که در طوفان شکسته، عروسکی چوبی میسازد. پری موآبی با بالزدن بر روی عروسک، ناگهان به آن جان میبخشد و پینوکیو متولد میشود.
اما این آغاز ماجرایی تلخ و طاقتفرساست...
خلاصه داستان: «تفنگ شکسته» مثل بسیاری از فیلمهای دهه ۱۳۶۰، داستان ارباب و رعیت و ظلم ارباب به رعیت را روایت میکند .اهالی روستای «قلعه بالا» که در منطقهای معدنی زندگی میکنند، به حیله و نیرنگ ارباب کشت و زرع را رها کردهاند و به کار در معدن فیروزه که زیر نظر او است مشغول میشوند .معدن توسط «بکتاش» (با بازی منوچهر حامدی)، مباشر سنگدل و ظالم ارباب، اداره میشود. او با خشونت و ستم کامل بر کارگران معدن حکومت میکند .
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو سایت خاطره ها نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.