خلاصه داستان: فیلم با معرفی وحید (مسعود کرامتی) آغاز میشود؛ او یک کارگردان است که در حال ساخت فیلمی درباره جنگ ایران و عراق است. برای موسیقی فیلمش، به سراغ دوست قدیمیاش علی (فرهاد اصلانی) میرود که آهنگساز است. علی در ابتدا حاضر به همکاری نمیشود، چون میگوید نمیتواند با موضوع جنگ ارتباط برقرار کند؛ او فضای جنگ و دیدن مرگ و خشونت را طاقتفرسا میداند. وحید اما اصرار دارد که...
خلاصه داستان: «ساره» دانشجوی رشتهی سینما است. او قصد دارد با کمک شوهرش «داود» برای پایاننامهی تحصیلیاش یک فیلم بسازد. آن دو هنگام تهیهی این فیلم با جسدی مواجه ...
خلاصه داستان: پنج قهرمان بامزه و شجاع، که در میان آنها «بو» مخترع، «زینو» جنگجوی شجاع و سه جنگجوی دیگر قبیلۀ «اسنارکو» به نیروهای جنگی دفاع از سرزمین جادویی «جایا» میپیوندند تا آن را از نابودی نجات دهند...
خلاصه داستان: داستان صدابرداری را روایت میکند که به دنبال ضبط صدای طبیعت به پارک مراجعه میکند اما ناخواسته صداهای دختری را ضبط میکند که باعث میشود زندگیاش دچار مشکلاتی میشود …
خلاصه داستان: داستان این فیلم حول محور یک گرونگانگیری می گردد. جوانی بسیجی پس از آن که همسر محجبه اش مورد ضرب و شتم یک شهروند قرار می گیرد و نهایتا منجر به سقط جنینش می شود، تصمیم می گیرد با دستگیری ضارب او را به سزای عملش برساند اما زمانی که مشخص می شود ضارب یکی از اشخاص رده بالای حکومتی است، کار به جاهای پیچیده می کشد. ....
خلاصه داستان: با شروع جنگ، بیمارستانی در خرمشهر به محاصره دشمن درمی آید و از هوا و زمین مورد هجوم قرار میگیرد. محمد جهان آرا، فرمانده جوان سپاه خرمشهر، پیشنهاد میکند مجروحان و پزشکان با یک آمبولانس و لندرور، به دنبال جیپ به غنیمنت گرفته شده که در آن رزمندگان راه را باز میکنند، از بیمارستان خارج شوند. در شهر، نیروهای عراقی که در حال تسخیر شهر هستند، مقابل آنها ظاهر میشوند و رزمندگان برای نجات دادن سرنشینان آمبولانس و لندرور، با عراقیها درگیر میشوند و...
خلاصه داستان: سیامک (ابوالفضل پور عرب) و دیبا (هدیه تهرانی)؛ نادر (امین حیایی) و رؤیا چهار جوان هستند که دست به سرقتی بزرگ از یک مراسم عروسی اعیانی میزنند؛ سیامک جواهرات سرقت شده را پیش نسرین(عسل بدیعی) که قصد دارد با او ازدواج کند؛ امانت میگذارد؛ از آن طرف دیبا هم روزگاری ماجرایی عاشقانه با سیامک داشته و هنوز هم عاشق اوست؛ شرکای سیامک به همراه سیامک به سراغ نسرین میروند؛ اما نسرین را نمییابند؛ نسرین جواهرات را در شرکتی که در آنجا کار میکند مخفی میکند...
خلاصه داستان: روایتگر داستان کودک 8 ساله ای است که به سبب بیماری خاص اش از سوی مدرسه و هم شاگردی ها تحت فشار قرار می گیرد، اما لیلا مادر مانا، با کمک دکتر فلاحی درصدد رفع مشکلاتند…
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو سایت خاطره ها نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.
📺
✨ از تماشای محتوای خاطره ها لذت بردید؟ اگر دوستان و عزیزان شما هم عاشق فیلم و سریال و کارتونهای خاطرهانگیز هستند، با معرفی سایت ما به اشتراکگذاری خاطرهها کمک کنید.📺