خلاصه داستان: «پلاک» روایتی از جنگ ایران و عراق است و داستان یک گروه هشت نفره از تکاوران نیروی مخصوص ارتش را روایت میکند. آنها به فرماندهی سروان هاشمی مأمور میشوند تا از خطوط دشمن عبور کرده و وارد منطقه تحت اشغال عراق شوند. هدف اصلی آنها، تهیه نقشهای از استحکامات و میادین مین دشمن است. پس از اتمام ماموریت، در جریان درگیریهای سنگین با نیروهای عراقی، تنها سه نفر از گروه جان سالم به در میبرند و بقیه به شهادت میرسند.
خلاصه داستان: فلیکس یک خرگوش کوچک پارچهای (پلیشوی) است که بهترین دوست او به نام «زوفی» (Sophie – در نسخه چکی: Žofie) میباشد. آنها از دوران نوزادی با هم بودهاند و هیچگاه از هم جدا نمیشوند.اما یک روز در فرودگاه، فلیکس به طور تصادفی گم میشود. زوفی حسابی ناراحت میشود، تا این که...چند روز بعد، نامهای از لندن به دست زوفی میرسد. نامه از کیست؟ از فلیکس! خرگوش کوچولو زنده است و دارد دنیا را میگردد.
خلاصه داستان: در یک روستای دورافتاده، عدهای سودجو و شیاد با مقدس جلوه دادن یک درخت کهنسال، سعی در فریب مردم سادهدل و کسب درآمدهای کلان دارند. فضای روستا تحت تاثیر این خرافهپرستی قرار میگیرد تا جایی که اهالی برای رفع مشکلات خود به آن درخت پناه میبرند. در این میان، شخصیتی به نام خلیل (با بازی شهراد وثوقی)، تن به خرافات نمیدهد. با تبر به دست به مقابله با این جریان انحرافی برمیخیزد و سعی دارد حقیقت را به مردم نشان دهد و آنها را از چنگال این شیادان نجات بخشد.
خلاصه داستان: داستان درباره دکتر طاها پژوهان (امین تارخ) است؛ جراح فوقتخصص مغز و اعصاب که به دلیل مهارتهایش در درمان مجروحان جنگی به «پنجه طلایی» معروف شده است.در اوج موفقیت، با بیماری سخت و نادر همسرش «مولود» (شیرین بینا) روبهرو میشود. از یک سو، قوانین پزشکی مانع از جراحی همسر توسط اوست و از سوی دیگر، تنها فرزندشان پری (نفیسه روشن) مخالف این کار است.
خلاصه داستان: فیلم سینمایی «هیهات» محصول سال ۱۳۹۵ یک فیلم چهار اپیزودی (آنتولوژی) با درونمایه مذهبی و عاشورایی است. کلمه «هیهات» به معنای «هرگز» برگرفته از جمله معروف «هیهات منا الذله» سرور و سالار شهیدان است.
خلاصه داستان: محور اصلی فیلم بر درگیری دو تکتیرانداز ایرانی با یک همتای عراقی است. این دو رزمنده در منطقهای در غرب کشور در دام تک تیرانداز ماهر عراقی گرفتار میشوند. اما در این میان، ورود یک پیرمرد محلی به ماجرا، مسیر داستان را تغییر میدهد و اتفاقاتی تازه را رقم میزند.
خلاصه داستان: با مرگِ «حساممیرزا رفیعالملک»، میراث خاندان رفیعالملک به همسرش «فروغالزمان» میرسد؛ اما خواهر و برادرِ حساممیرزا، «تاجالملوک» و «کامران میرزا»، که تنها بازماندگان این خاندان هستند از این موضوع خشنود نیستند؛ بنابراین با طرح نقشهای، سعی در تصاحب مجدد میراث خانوادگی دارند. نقشهٔ توطئه این است که با اجرای نمایشی که «کامران میرزا» نوشته، ثابت کنند «فروغ الزمان» مجنون است و احتمالاً بعداً او را از سر راه بردارند...
خلاصه داستان: داستان فیلم در بندر انزلی اتفاق میافتد و درباره محمد علوی، رئیس آگاهی بندر است که همسر و دو دخترش را در یک سانحه از دست داده و سالهای پایان خدمت را در افسردگی میگذراند. او مدام خیال میکند همسرش هنوز با او زندگی میکند. ماجرا زمانی آغاز میشود که جسد یک زن ماهیگیر به نام «پری» در ساحل پیدا میشود...
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو سایت خاطره ها نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.
📺
✨ از تماشای محتوای خاطره ها لذت بردید؟ اگر دوستان و عزیزان شما هم عاشق فیلم و سریال و کارتونهای خاطرهانگیز هستند، با معرفی سایت ما به اشتراکگذاری خاطرهها کمک کنید.📺