خلاصه داستان: ماجراجویی دختر کنجکاوی به نام آلیس را به تصویر میکشد. آلیس که از درس تاریخ خواهرش خسته شده، خرگوش سفیدی را میبیند که با نگرانی از دیرکردنش حرف میزند. او که به شدت کنجکاو شده، خرگوش را دنبال کرده و از لانهای به اعماق زمین سقوط میکند. در سرزمین عجایب، او با نوشیدن معجونها و خوردن قارچهای جادویی، گاهی بسیار کوچک و...
خلاصه داستان: یک سال از تبدیل شدن پینوکیو به پسری واقعی میگذرد. او به همراه سوسوی نورانی (کرم شبتاب) خود به نام «جی ویلایکرز»، برای انجام یک مأموریت ساده راهی سفر میشود. اما این سفر در یک شهربازی عجیب و غریب به دام میافتند. پینوکیو که در دام دو حیوان کلاهبردار گرفتار شده، خود را در «سرزمینی که رویاها به حقیقت میپیوندند» مییابد؛ جایی که در حقیقت قلمرو شوم امپراتور تاریکی است...
خلاصه داستان: روایتگر زندگی محترم و اسماعیل است که مطابق یک سنت خانوادگی از کودکی برای ازدواج با یکدیگر تعیین شدهاند. پدر محترم هنگام زایمان و خاککردن جفت او، شبحی را بر پشت بام خانه میبیند و نگران آینده دخترش میشود. سالها بعد در تابستان ۱۳۴۲، شایعه زلزله تهران شهر را خالی میکند و محترم در راه بازگشت به خانه، شبح جنی را بر پشت بام میبیند...
خلاصه داستان: ماجراهای دو دوست جدانشدنی اما کاملاً متفاوت را در سرزمینی عجیب به نام السهور روایت میکند. شخصیت اصلی، «سامتینگ الس» (موجودی کوچک، آبی و کرکی) و دوستش «سامتینگ» (موجودی نارنجی و دماغدراز) با تمام تفاوتهای ظاهری و رفتاری، بهترین دوستان یکدیگر هستند.
خلاصه داستان: حمید افشاری (با بازی پرویز پرستویی)، منشی دادگستری است که برای تهیه کامپیوتر مدل بالا به پسرش قول داده اما توان خرید آن را ندارد. با قبولی پسر در امتحانات با معدل عالی، دیگر چارهای جز وفای به عهد برایش باقی نمیماند. در این میان، نگاهش به پرونده زارع، مرد ثروتمندی که در دادگاه محاکمه میشود، میافتد. او با کمک اصغر (با بازی محمد کاسبی)، تبهکاری که سابقه محکومیت دارد، تصمیم میگیرد...
خلاصه داستان: داستان در شهر بندری خیالی کیپ سوزت (Cape Suzette) میگذرد، جایی که هواپیماها اصلیترین وسیله حملونقل هستند. بالو (Baloo)، یک خرس تنبل و خوشقلب که در جنگلهای هند بزرگ شده، اکنون یک خلبان ماهر است که با هواپیمای قدیمی خود به نام «سی داک (Sea Duck)» به کار حمل بار مشغول است....
خلاصه داستان: در والنسیای روستایی اواخر قرن نوزدهم میگذرد. داستان با اخراج «تیو بارِت» (عمو بارِت) و خانوادهاش از کلبه و زمینی که نسلها در آن کار کردهاند آغاز میشود؛ زیرا او قادر به پرداخت بدهیهایش به مالک زمین، «دُن سالوادور» نیست. تیو بارت که از این بیعدالتی به خشم آمده، سالوادور را میکشد و به زندان میافتد. از آن پس، اهالی منطقه به رهبری «پیمِنتو» قسم میخورند که هیچکس در آن زمین کار نکند...
خلاصه داستان: داستان دربارهٔ ورود و توسعهٔ سینما و سینماداری در ایران است و وصف مشاجرههای موسیو روسیخان و موسیو آقایوف که جیرهبگیر سفارت خانههای روسیهٔ تزاری و بریتانیای کبیر هستند. فردی به نام قراچهداغی که از مجاهدان مشروطه است، جوانی به نام معلا را نصیحت میکند که خود را در راه توسعهٔ سینما مانند عوامل اجنبی گرفتار نکند...
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو سایت خاطره ها نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.
📺
✨ از تماشای محتوای خاطره ها لذت بردید؟ اگر دوستان و عزیزان شما هم عاشق فیلم و سریال و کارتونهای خاطرهانگیز هستند، با معرفی سایت ما به اشتراکگذاری خاطرهها کمک کنید.📺