خلاصه داستان: فیلم «سلطان» درباره زنی به نام «مریم» است که جیب بری به نام «سلطان»، کیف حاوی اسناد و مدارک یک باغ که به شخصی به نام «مریم» تعلق دارد را، در فرودگاه از او می دزدد. حالا باید مریم تلاش کند تا سلطان را پیدا کند.
خلاصه داستان: داستان مهندس رادمنش (با بازی جمشید مشایخی)، پیرمردی ثروتمند و تنهاست که همسرش را در یک سانحه از دست داده و دو فرزندش در خارج از کشور زندگی میکنند . طبق پیشبینی پزشکان، مرگ در انتظار اوست. یکی از دوستان رادمنش به نام احمدی، با اطلاع از مرگ قریبالوقوع پیرمرد، دخترش پری را به عقد او درمیآورد تا پس از مرگش ثروت و املاکش را تصاحب کند . رادمنش و همسر جوانش به شمال کشور میروند و پس از مدتی حال رادمنش بهبود مییابد. این وضعیت پری را نگران میکند...
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره پوجا، دختری جوان و سرکش است که از ازدواج اجباری با فردی که پدرش برای او انتخاب کرده فرار میکند. در مسیر سفر، او با راجش، یک خبرنگار خوشفکر اما جدی آشنا میشود. این دو شخصیت با دیدگاههای کاملاً متفاوت، ناخواسته وارد سفری پرماجرا میشوند که در طول آن، برخوردها، اختلافها و اتفاقات مختلف، بهتدریج به شکلگیری عشقی عمیق میان آنها منجر میشود.
خلاصه داستان: فیلم «شارلاتان» درباره «حسن» و «بهروز» است که زندگی فقیرانه ای دارند. بهروز مسافرکش و حسن فیلمنامه نویسی است که هنوز موفق به فروش فیلمنامه هایش نشده است. او عاشق مهشید، دختر ثروتمندی می شود که شرط ازدواج با او پولدار شدن حسن است.
خلاصه داستان: آفاق با جوانی به نام عادل زندگی میکند. آفاق از کودکی، عادل را بزرگ کرده و بعد به ناچار به عقد او درآمده است. آن دو از طریق دزدی گذران میکنند. عادل با دختر جوانی که خانواده فقیری دارد، آشنا میشود و به او دل میبندد. آفاق برای آن که امکان ازدواج آن دو را فراهم کند...
خلاصه داستان: جوانی به نام بزرگ در نمایشگاه اتومبیل شوهر خواهرش که یوسف نام دارد مشغول به کار است. یوسف از او میخواهد که ماشین گرانقیمت خانم دکتر ثابتی را به او تحویل دهد. اما بزرگ تصادف کرده و یوسف مجبور میشود برای پرداخت خسارت چند چک به خانم دکتر بدهد. بزرگ چند بار نزد خانم دکتر میرود تا رضایتش را بگیرد و به جای یوسف او خسارت بدهد، اما دکتر ثابتی به بزرگ پیشنهادی عجیب میدهد...
خلاصه داستان: پس از باران داستان دکتر صادق مهرپرور و همسرش ستاره سالاری است که وقتی عازم شمال ایران (گیلان) میشوند در یک تصادف رانندگی کشته میشوند و فرزندانشان (مرضیه و مسعود) از آنجایی که به این مرگ مشکوک هستند جهت بررسی بیشتر به شمال سفر میکنند، هرچه از سفرشان در شمال میگذرد آنها از راز خانوادگیشان اطلاعات بیشتری بهدست میآورند. این اطلاعات به نقل از مادربزرگشان شهربانو نقل میشود.
خلاصه داستان: به ونداد طاهری اطلاع میدهند که پدرش در جزیره کیش فوت کردهاست. همزمان به پارمیدا نصیری هم اطلاع میدهند که مادرش در جزیره کیش دچار سانحه شده و مردهاست. داستان فیلم از فرودگاه مهرآباد شروع میشود جایی که ونداد طاهری (حامد کمیلی) و پارمیدا نصیری (ترانه علیدوستی ) همزمان با هم برای سوار شدن به هواپیمای کیش، به کانتر میرسند...
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو تیویشو پلاس نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.