خلاصه داستان: فردیناند گاو نر آرام و آرامی است که فقط می خواهد بایستد و گل ها را بو کند. پس از نیش زدن او توسط یک زنبور، مردم شهر معتقدند که او وحشی است و او را به مسابقه گاوبازی می برند...
خلاصه داستان: دهه 1890 است، و دونالد در حال سوار شدن بر دوچرخهسنگ پنی خود برای دیدن دیزی است که چیپ ان دیل او را مسخره میکند. به سرعت به یک جنگ تمام عیار بین دونالد و سنجاب ها تبدیل می شود.
خلاصه داستان: دونالد و برادرزادههایش زبالهدان هستند: زبالهها را به هر کجا که میروند میریزند - حتی زمانی که برای رانندگی با ماشین دونالد بیرون میروند - تا زمانی که توسط پلیسی متوقف میشوند که آنها را وادار میکند هر چیزی را که ریختهاند جمع کنند. این بود...
خلاصه داستان: دونالد شب را سپری می کند و نمی تواند بخوابد، زیرا یک ساعت زنگ دار به صدا در می آید و یک تخت خواب تاشو که وقتی تا می شود او را به دام می اندازد.
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو سایت خاطره ها نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.