خلاصه داستان: دو باجناق در یک محله زندگی میکنند و گهگاه با هم رفت و آمد دارند و میهمانیهای خانوادگی سادهای برگزار میکنند؛ اما پس از مدتی به دلیل چشم و همچشمی، روش خود را تغییر میدهند و مهمانیهای مجللتری برگزار میکنند تا آنجا که کمکم مجبور میشوند برای تهیه سوروسات مهمانی، وسایل منزلشان را هم بفروشند یا پول قرض کنند...
خلاصه داستان: مریم زن پولداری است که دو بار ازدواج کرده و شوهرانش مردهاند. جواد که کارش مسافرکشی است بعد از اینکه مریم را به منزلش میرساند مورد حمله دو ناشناس قرار گرفته و اتومبیلش نیز دچار خسارت میشود. جواد وقتی واقعه را با دوست صمیمیاش اصغر که کلهپزی دارد در میان میگذارد، فصل تازهای در زندگیاش آغاز میشود…
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو سایت خاطره ها نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.