خلاصه داستان: در هر قسمت از این مجموعه تلویزیونی، یکی از مسائل اجتماعی - خانوادگی به تصویر کشیده میشد. داستان هر بخش مستقل بود و مضامینی نظیر مادرزن و مادرشوهر، همسایگی، روابط مالک و مستأجر، خرافهگرایی، بهانهجویی، توقع بیجا، دهانبینی و بیمسئولیتی و غیره، محور اصلی آنها بود. در پایان هر بخش، روشهای ساده و بهتر زیستن، در سکانسی تحتِ عنوانِ «زندگی شیرین میشود» ارائه میشد.
خلاصه داستان: ارسطو برای سومین بار عاشق شدهاست و قصد برپایی مراسم عروسی دارد. نقی که در حال ساخت خانه خود است، این مراسم را در همان خانه نیمساز برگزار میکند و شام مراسم را هم هما به عهده میگیرد. اوس موسی (معمار مشهدی ساختمان) به نقی اصرار میکند تا ستونی را وسط خانه نصب کند ولی نقی قبول نمیکند. مراسم برگزار میشود و بعد از شام هنگامیکه همه مشغول رقص و پایکوبی در طبقه دوم هستند ساختمان فرو میریزد و همه مصدوم میشوند. چند هفته از این ماجرا میگذرد و نقی در خانه خواهرش فهیمه سکونت دارد و با ارسطو قهر کردهاست...
خلاصه داستان: یاسمن پس از جدا شدن از همسرش محمود به خارج از ایران میرود. او پس از باخبر شدن از فوت پدرش به ایران برمیگردد و دوباره محمود را میبیند. از طرف دیگر محمود که برای خرید سهم یاسمن از کارگاه سفالگری او را ملاقات کرده بود...
خلاصه داستان: فیلم «خداحافظ سینما» درباره بچه ای است که عاشق بازیگری است و استعداد عجیبی در بازیگری دارد و خانواده این کودک به واسطه مشغله های زندگی و فکری خیلی به این موضوع توجهی ندارند.
خلاصه داستان: فیلم سینمایی «زندگی با نور پایین» » درباره زن جوانی است که سعی دارد به هر قیمتی که شده زندگیش را حفظ کند و در این بین پدرش هم کنار او قرار می گیرد.
خلاصه داستان: فیلم سینمایی «بدلکاران» داستان زندگی مردی به نام «فیروز» است که سال هاست در سینما به عنوان بدلکار فعالیت می کند و مخارج تحصیل برادرش را در خارج فراهم می کند. حالا او که پزشک شده است خبر می دهد که به همراه نامزدش و پدر او که مرد متمولی است قصد سفر به ایران را دارد. در همه سال هایی که برادر فیروز به تحصیل مشعول بوده، بر این باور بوده که فیروز تهیه کننده و کارگردان مشهوری در سینما است.
خلاصه داستان: فیلم «به بهانه عید» درباره پسر نوجوانی به نام «علی» است که از مادرش پولی را می گیرد تا برای لباس عید خودش و خواهرش، لباس بخرد. اما پیش از رسیدن به لباس فروشی، تصمیم می گیرد با پول لباس خواهرش، ساعتی که همیشه دوست داشته را خریداری کند. وی ساعت را می خرد، اما بقیه پول را گم می کند.
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو سایت خاطره ها نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.