خلاصه داستان: داستان مهاجران دربارهٔ دختر نوجوانی به نام لوسی است که خانوادهاش تصمیم میگیرند از انگلستان به استرالیا سفر کنند و در حین مهاجرت با مشکلاتی روبرو میشوند. البته این سفر هیجاناتی را هم به همراه دارد و آنها در استرالیا در آدلاید زندگی جدیدی را شروع میکنند. لوسی و خواهرش کیت از این که تجربیات جدیدی به دست میآورند، لذت میبرند. آنها با اشخاص جدیدی آشنا میشوند ،حیوانات جدیدی پیدا میکنند و ماجرا هایی را دنبال می کنند.
خلاصه داستان: فیلم «شانس زندگی» درباره پسری به نام «ابراهیم» است که بعد از چند سال کار و تحصیل در آمریکا به ایران باز می گردد. پدرش که استوار ایرانی است توقع دارد، پسرش با دختر دایی خود در تهران ازدواج کند. اما ابراهیم اهداف دیگری در سر دارد.
خلاصه داستان: فیلم «کیمیا» از آغاز جنگ تحمیلی شروع می شود. همسر «رضا» باردار است و باید جراحی شود. رضا او را به بیمارستان می رساند اما خود به اسارت نیروهای دشمن در می آید. همسر «رضا» حین عمل جراحی فوت می کند و «شکوه» که جراحی را انجام داده، بچه متولد شده را نجات داده و به سرپرستی می گیرد.
خلاصه داستان: فیلم «خوش خیال» به کارگردانی و نویسندگی و تهیه کنندگی «مهران تاییدی» درباره پدری به نام «مهدی» است که پس از از دست دادن همسرش، با آرزوهای دور و درازش همراه با پسرش «محمد» در یک خانه در شمال زندگی می کنند. در این فیلم «افسانه بایگان» و «رضا رویگری» و «سعید شیخ زاده» ایفای نقش کرده اند.
خلاصه داستان: فیلم «ه دو چشم» داستان پسر نوجوانی است که برای حل کردن مشکلات خانواده خود وارد اجتماع شده و تصمیم دارد به تنهایی این مشکلات بزرگ را حل کند.
خلاصه داستان: فیلم «گنجشکک اشی مشی» به کارگردانی «وحید نیکخواه آزاد» درباره زندگی چند فرد به نام های «نفس»، «جلیل» و «نرگس» است. که هر یک به هر نحو در زندگی خود مشکلاتی دارند.
خلاصه داستان: فیلم سینمایی «دو نفر و نصفی» درباره زن جوانی است که دختر ۱۱ ماهه اش، پریسا را به پارک می برد، اما کالسکه در سراشیبی پارک به حرکت درمی آید و از پارک خارج می شود. زن مسیری را به دنبال کالسکه می دود اما در نهایت آن را گم می کند. کالسکه مقابل خانه دو پسر عمو، به نام های «خسرو» و «علی رضا» متوقف می شود. خسرو راننده است و علیرضا عکاس دوره گرد و دلقک. پسر عموها سعی می کنند پریسا را به دیگران بسپارند و از دست او خلاص شوند، اما کسی حاضر نمی شود از او نگهداری کند.
خلاصه داستان: قهرمان اصلی این مجموعه، یک سنجاب خاکستری جوان است که از کودکی یتیم بوده و فرزندخوانده یک گربه مادر مهربان بود که یک آتشسوزی در نخستین اپیزود این دو را از هم جدا کرد. بنر پس از آتشسوزی به ناچار به جنگل میگریزد و در آنجا با سنجابهای وحشی آشنا میشود...
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو سایت خاطره ها نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.