خلاصه داستان: گروهي راهزن هر سال اهالي روستاي ساوالان را غارت مي كنند. اهالي روستا به توصيه ي كدخدا عده اي مزدور به رهبري دوربوش خان را به كمك مي طلبند تا با راهزن ها مقابله كنند. جواني به نام سلام نيز به آن ها ملحق مي شود. آن ها با استقبال پرشور اهالي ساوالان رو به رو مي شوند...
خلاصه داستان: رگس و نسرین دو دختر دبستانی در جشن مدرسهها یکدیگر را میبینند و پی میبرند که خواهران دوقلوی یکدیگرند و پدر آهنگسازشان در گذشته از مادر آنها که خیاطی میکند، جدا شده بوده اما این ماجرا را هرگز به آنها نگفته بودند. یکی از آنان نزد مادرشان و دیگری نزد پدرشان زندگی میکرده است. آنان تصمیم میگیرند تا جایشان را عوض کنند و به دلیل شباهت بسیار این دو خواهر دوقلو پدر و مادر متوجه موضوع نمیشوند و…
خلاصه داستان: ابوالفضل پورعرب در این فیلم با اجرای نقش یک انسان خلافکار که رو به زندگی سالم آوردهاست و نشان دادن حس مورد سوظن بودن توانست بازی قابل قبولی را از خود ارائه دهد.
خلاصه داستان: این مجموعهٔ براساس ماجرای واقعی زنی ساخته شده که نخستین و احتمالاً تنها زنی است که نامش در تاریخ بهعنوان پزشک خصوصی پادشاه ثبت شدهاست. ماجرا در زمان دودمان چوسان میگذرد زمانی که جامعه مشخصاً سیستم طبقاتی دارد و سنتهای مردسالارانه بر آن حکمفرماست. این دوره از تاریخ هر چند از نظر اقتصادی در وضعیت مساعدی به سر میبرد اما به دلیل درگیریهای داخلی بر سر قدرت میان خانوادهٔ سلطنتی و دولت از ثبات سیاسی برخوردار نیست. در میانهٔ این کشمکش و هرجومرج، داستان زندگی دختری نقل میشود که نه از طریق داشتن ارتباط با سران قدرت بلکه از طریق بخشندگی و برخورداری از روحیهٔ شکستناپذیر قصد دارد لقب یانگوم بزرگ را از جانب شخص پادشاه دریافت کند....
خلاصه داستان: علی خان، پس از سالها زندگی در کوهستان با همسر و دخترش به زادگاه خود بازمیگردد تا انگیزهٔ قتل برادرش را که به دست عوامل خان کشته شدهاست روشن کند…
خلاصه داستان: خلاصه داستان : فیلم سینمایی خداحافظ سینما به کارگردانی علی نقی لو در سال ۱۳۷۹ در گونه درام و خانوادگی تولید شده است. خداحافظ سینما که اولین فیلم علی نقی لو محسوب می شود. در خلاصه داستان این فیلم آمده است : کارگردانی برای ساخت فیلم خود به دنبال فردی به نام عباس می گردد که از قضا به جوانی عشق سینما برخورد می کند که می داند عباس را چگونه بیابد …
خلاصه داستان: در روز ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ گروهی مجرم عادی از زندان میگریزند. آنها که قصد دارند از کشور خارج شوند، در دهکدهای مرزی با مردی به نام سید یعقوب آشنا میشوند که میکوشد با اعمال و گفتارش زندانیان را از فرار بازدارد. آنها ابتدا موعظههای سید یعقوب را به ریشخند میگیرند، اما به مرور پس از تجاوز ارتش بیگانه به خاک میهن، تحت تأثیر فداکاری سید یعقوب و اهالی دهکده قرار میگیرند و از روستا دفاع میکنند و جان خود را از دست میدهند.
خلاصه داستان: سهراب و ترانه که یکدیگر را دوست دارند به دلیل مخالفت والدین، هر کدام به تنهایی تصمیم به خودکشی میگیرند. سهراب از مرگ نجات پیدا میکند و زمانی که درمی یابد ترانه اقدام به خودکشی نکرده از او میرنجد. چندی بعد سهراب از خانه فرار میکند و به خانه یکی از دوستانش که همراه با تعدادی جوان بیکاره در آن زندگی میکنند، میرود. روابط صادق (پدر سهراب) و عباس (پدر ترانه) که سالها پیش با یکدیگر در جبهههای جنگ میجنگیدند و دوستی صمیمانه ای داشتند از مدتها قبل و به...
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو سایت خاطره ها نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.