خلاصه داستان: یک سال از تبدیل شدن پینوکیو به پسری واقعی میگذرد. او به همراه سوسوی نورانی (کرم شبتاب) خود به نام «جی ویلایکرز»، برای انجام یک مأموریت ساده راهی سفر میشود. اما این سفر در یک شهربازی عجیب و غریب به دام میافتند. پینوکیو که در دام دو حیوان کلاهبردار گرفتار شده، خود را در «سرزمینی که رویاها به حقیقت میپیوندند» مییابد؛ جایی که در حقیقت قلمرو شوم امپراتور تاریکی است...
خلاصه داستان: روایتگر زندگی محترم و اسماعیل است که مطابق یک سنت خانوادگی از کودکی برای ازدواج با یکدیگر تعیین شدهاند. پدر محترم هنگام زایمان و خاککردن جفت او، شبحی را بر پشت بام خانه میبیند و نگران آینده دخترش میشود. سالها بعد در تابستان ۱۳۴۲، شایعه زلزله تهران شهر را خالی میکند و محترم در راه بازگشت به خانه، شبح جنی را بر پشت بام میبیند...
خلاصه داستان: حمید افشاری (با بازی پرویز پرستویی)، منشی دادگستری است که برای تهیه کامپیوتر مدل بالا به پسرش قول داده اما توان خرید آن را ندارد. با قبولی پسر در امتحانات با معدل عالی، دیگر چارهای جز وفای به عهد برایش باقی نمیماند. در این میان، نگاهش به پرونده زارع، مرد ثروتمندی که در دادگاه محاکمه میشود، میافتد. او با کمک اصغر (با بازی محمد کاسبی)، تبهکاری که سابقه محکومیت دارد، تصمیم میگیرد...
خلاصه داستان: داستان در شهر بندری خیالی کیپ سوزت (Cape Suzette) میگذرد، جایی که هواپیماها اصلیترین وسیله حملونقل هستند. بالو (Baloo)، یک خرس تنبل و خوشقلب که در جنگلهای هند بزرگ شده، اکنون یک خلبان ماهر است که با هواپیمای قدیمی خود به نام «سی داک (Sea Duck)» به کار حمل بار مشغول است....
خلاصه داستان: داستان دربارهٔ ورود و توسعهٔ سینما و سینماداری در ایران است و وصف مشاجرههای موسیو روسیخان و موسیو آقایوف که جیرهبگیر سفارت خانههای روسیهٔ تزاری و بریتانیای کبیر هستند. فردی به نام قراچهداغی که از مجاهدان مشروطه است، جوانی به نام معلا را نصیحت میکند که خود را در راه توسعهٔ سینما مانند عوامل اجنبی گرفتار نکند...
خلاصه داستان: داستان پیرمرد مهربانی به نام پاکنهاد را روایت میکند. او مؤسس مدرسهای برای کودکان ناشنوا بوده، اما اکنون پسران طماعش او را در یک خانه سالمندان پنهان کردهاند. آنها به دیگران میگویند که پدرشان به خارج از کشور رفته و قصد دارند ساختمان قدیمی مدرسه را تخریب کرده و...
خلاصه داستان: داستان مهندس انصاری را روایت میکند که سرپرستی کارهای ساختمانی یک سد بزرگ را بر عهده دارد . در این میان، اعضای یک گروه مسلح به او هشدار میدهند که از ادامه کار خودداری کند، اما مهندس انصاری به این تهدیدها اعتنا نمیکند . سرانجام او دستگیر و در زیرزمینی زندانی میشود تا شاید همکارانش در جهادسازندگی از ادامه پروژه منصرف شوند و...
خلاصه داستان: داستان گروهی از قاچاقچیان خارجی و ایرانی را روایت میکند که یک محموله بزرگ قاچاق را در زاهدان پنهان کردهاند و منتظر فرصت مناسبی برای انتقال آن به خراسان هستند. رئیس گروه قاچاقچیان در نظر دارد این محموله را جابهجا کند، اما مأموران نیروی انتظامی و نيروهای نظامی در سرحد، مرزهای شرقی کشور در منطقه سیستان و بلوچستان، به دنبال...
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو سایت خاطره ها نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.