خلاصه داستان: دکتر رضا کمالی با آزار و تنبیه فرزندش، سینا، میخواهد از او دانش آموز ممتازی بسازد. روزی سینا از ترس پدر به درون ماشین لباسشویی مرموز خانه پناه میبرد. کسی توضیح دکتر کمالی را که چه بر سر فرزندش آمده باور نمیکند و او را در بیمارستان بستری میکنند، اما او میگریزد و در موقع فرار به درون ماشین لباسشویی بیمارستان میافتد،..
خلاصه داستان: این سریال داستان زندگی دانشمند بزرگ لهستان - فرانسوی ماری کوری است.در این سریال، داستانی پر از اتفاقات هیجانانگیز و چالشهای بیپایان به تصویر کشیده شده است.
خلاصه داستان: داستان این مجموعه که در سال 1900 و در دهکده آتشفشان اتفاق می افتد، حول داستان گروهی کودک می چرخد که جمعی دوستانه را تشکیل داده اند. مردم دهکده با بومیان منطقه روابط خوبی ندارند و گروه بچه ها با کنجکاوی پرده از رازی برمیدارند که زندگی بومیان منطقه را نجات می دهد.
خلاصه داستان: امیرعلی که شریفه، نامزد برادرش رضا، را به دلیل رابطه نامشروعش با مردی به نام احمد به قتل رسانده، پس از دوازده سال از زندان آزاد میشود. پیش از آزادی، هم سلولی اش محسن دربندی، انگشتری به او میدهد و به او سفارش میکند پس از گرفتن طلب او از مردی بیرون از زندان، از زنی به نام مجدی حمایت کند و سر و سامانی به زندگی او بدهد. بیرون از زندان، مادر او که حالا...
خلاصه داستان: اسفندیار به دلیل بیماری پدرش مأمور میشود تا با مرسدس بنز به جای پدرش به سفر برود. در این میان اسفندیار که میبیند یک اتومبیل گرانقیمت به دست آورده سفر را یک روز عقب میاندازد و تصمیم میگیرد به اتفاق دوستانش یک روز با مرسدس خوش باشند. در طول روز اتفاقهای ناخوشایندی برای اسفندیار و دوستانش رخ میدهد که همگی از مرسدس متنفر میشوند و اسفندیار صبح روز بعد مرسدس را به آتش میکشد.
خلاصه داستان: در حالی که یک زنبوردار، دونالد، یک روز صبح مشغول کار است، او به زنبوردار دیگری که در واقع همفری خرس است سلام می کند. پس از اینکه متوجه چیزی مشکوک در مورد این به اصطلاح "زنبوردار" شد، متوجه شد که همفری به کندوهای او حمله می کند تا مقداری از عسل را بدزدد. زنبورها سپس همفری را تعقیب میکنند و ...
خلاصه داستان: سربازی به نام کاوه کیانی (پارسا پیروزفر) برای پاک سازی منطقهای که توسط نیروهای کومله مین گذاری شده، به یک روستای مرزی در کردستان اعزام میشود. به دلیل موفقیتی که دراین مأموریت پیدا میکند نیروهای کومله دختری به نام روناک (گلشیفته فراهانی) را مأمور میکنند تا او را بکشد. یک بوران ناگهانی در کوهستان موجب میشود که این سرباز در موقعیتی قرار گیرد که جان این دختر روستایی که در بوران گم شدهاست را نجات دهد و این دو برای نجات خود و فرار از سرما به غاری در دل کوه پناه میبرند و …
خلاصه داستان: رضا توسط دوست دورهٔ جوانی اش صادق خان به تهران دعوت میشود. بیست سال پیش، رضا سه روز قبل از عروسی با طلعت به زندان افتاده و پس از آزادی در شوشتر مانده است. رضا پس از ورود به تهران به دست چند مرد زخمی میشود و خود را به محل کار طلعت در یک خیاط خانه میرساند، و طلعت و دخترش نگین را ملاقات میکند. نگین که...
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو سایت خاطره ها نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.