خلاصه داستان: خانواده ی ترپ در یک شهر زیبا به نام زالتسبورگ در اتریش زندگی میکنند. دختری به نام ماریا که به آواز و موسیقی علاقمند است، زندگی خویش را در صومعه رها کرده تا تعلیم و مراقبت ار هفت فرزند کاپیتان تِرَپ رو در این شهر بر عهده بگیرد…
خلاصه داستان: تعدادی از بهترین داستانهای دنیا که به صورت تک قسمتی هستند و با تکنیکهای مختلف در کشورهای مختلف کار شدهاند در این مجموعه کنار هم قرار گرفتهاند.
خلاصه داستان: محمود، که نقاش ساختمان است و از همسرش زهرا جدا زندگی میکند، تصمیم دارد برای کار به ژاپن برود. محمود همسرش را به محضر میبرد تا او را طلاق بدهد، ولی محضردار گواهی عدم حاملگی زن را میخواهد و آنها ناگزیر به آزمایشگاه میروند. جواب آزمایش زهرا، به رغم تصور آنها، مثبت است و زن و شوهر جوان چاره را در سقط جنین میبیند، اما هزینه سنگین سقط جنین و توقیف پزشکی که به آنها معرفی شده موجب میشود که...
خلاصه داستان: زندگی و کار در پاسکاه پلیس رم. رئیس ایستگاه ، جیوانا اسکالیس ، پس از گذشت مدت طولانی در شهر پالرمو ، سیسیل ، وارد شهر شد و در آنجا با مافیا جنگید. حالا او جنایتکاران را گرفتار می کند ...
خلاصه داستان: حمید هامون که با همسرش، مهشید، دائم کشمکش دارد زندگی کابوس گونهٔ خود را مرور میکند. او که مشغول نوشتن رسالهاش دربارهٔ عشق و ایمان است، در پی دوست قدیمی و مرادش علی عابدینی میگردد. خانه و کاشانه را ترک میکند و دست به اعمال دیوانهواری میزند. او در حالتی پریشان...
خلاصه داستان: لانگ ( با بازی جکی چان ) بخاطر تبانی برادرش با باشگاه رقیب ( که باعث پیروزی آنها میشود ) تحقیر شده و سرافکنده میشود . او تصمیم میگیرد تا باشگاه محل اقامتش را ترک کند تا برادرش را یافته و با دستگیری گروهی اوباش ، شرافت خود را باز ستاند و راه را برای بازگشت برادرش همراه سازد ولی ...
خلاصه داستان: هری آپ، کارآگاه بیکار، موظف می شود تا در ازای دریافت دستمزد ناچیز، به عنوان محافظ و به مدت ۳ روز پیرزن و خرگوشش تئو را تا سوئیس همراهی کند. از طرفی هم ۲ سارق تابلوی تاریخی در لباس کشیش، قصد خروج از فرانسه و حراج آن در سوئیس دارند. سارقها که برای مخفی کردن تابلو راهی جز اختفای آن در قفس خرگوش پیدا نمی کنند ...
خلاصه داستان: محسن تابان بعد از ازدواج با آهی، راهی سفر میشوند. در جاده، پلیس مشغول بازرسی اتومبیلها میباشد تا سارقینی را که موجودی صندوق یک کارخانه را با خود بردهاند دستگیر کند. اما سارقین با استفاده از یک لحظه غفلت محسن، ساک محتوی پولها را در باربند ماشین آنها جاسازی میکنند. در جاده ساک از روی باربند میافتد و ماشین بعدی که سرنشینان آن زن و شوهر جوانی هستند ساک را به محسن و آهی تحویل میدهند. محسن و آهی بعد از مستقر شدن در یک هتل تازه متوجه شباهت ظاهری ساک میشوند.
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو سایت خاطره ها نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.