خلاصه داستان: در دوران حکومت پهلوی، نیکسون قصد سفر به ایران را دارد و یک گروه نیز قصد دارند بمبی را بهنشانهٔ مخالفت با آمدن نیسکون در یک اداره منفجر کنند. اما یک عضو مسلمانِ گروه با این حرکت مخالفت میکند. در ادامهٔ ماجرا، ساواک همهٔ گروه را دستگیر میکند، اما جوان مسلمان برای جلوگیری از آسیب دیدن مردم در جریان انفجار بمب خود، مأمورین ساواک و گروه را از میان میبرد.
خلاصه داستان: این فیلم در سه اپیزود (سه بخش یا سه داستان) با عناوین «کودک خوشبخت»، «تولد یک پیرزن» و «دستفروش» به سه مرحله تولد، زندگی و مرگ انسانها در سطوح یا طبقات اقتصادی بسیار ضعیف جامعه میپردازد.
خلاصه داستان: داستان این فیلم در دهه ۱۳۴۰ رخ میدهد، یکی از بزرگان شهر به نام «خواجه ماجد»، ناخدا خورشید را لو میدهد و بار قاچاق لنج ناخدا خورشید به آتش کشیده میشود. یک دلال به نام فرحان که میخواهد چند فراری سیاسی را از مرز آبی عبور دهد وارد بندر میشود. او با ناخدا خورشید تماس میگیرد. ناخدا که احتمال میدهد لنجش را مصادره کنند با فرحان همکاری میکند و چند مرد را که ظاهراً در ترور حسنعلی منصور دست داشتهاند به آن سوی آب میرساند...
خلاصه داستان: یک رزمنده به نام ناصر (خسرو ضیایی) به همراه سه تن از همرزمانش (احمد (عطاءالله سلمانیان) - قاسم (مهرداد خوشبخت) و محمد (اردلان شجاعکاوه)) برای عملیات گشت و شناسایی به جبهه اعزام میشود. ناصر حلقهٔ ازدواجش را به عاطفه (مژگان بنیهاشمی) که تازه به عقد او درآمده میدهد و عازم میشود. در جبهه...
خلاصه داستان: «نسیم» پناهندهٔ افغانی ست که به پاکستان پناه برده است. «نقره»، همسر او سخت بیمار و نیازمند عمل جراحی است ولی او هزینهٔ لازم برای درمان او را ندارد. وی برای تهیهٔ مخارج عمل بهدنبال کار میرود ولی کافی نیست. مرد دوره گردی که میداند نسیم در گذشته قهرمان دوچرخه سواری بوده، به او پیشنهاد میکند...
خلاصه داستان: لیلا (لیلا حاتمی) و رضا (علی مصفا) در یک مراسم شلهزرد پزان همدیگر را میبینند و چندی بعد با هم ازدواج میکنند. آن دو پس از مدتی زندگی متوجه میشوند که لیلا نمیتواند فرزندی به دنیا بیاورد. آنها درمانهای متعدد و آزمایشهای گوناگونی را دنبال میکنند. اما همه بدون نتیجه میماند.
خلاصه داستان: تارا از خاطرات خود کتابی با نام تب توت فرنگی نوشته است. او به اصرار همسرش فرهاد به مناسبت انتشار اولین کتابش جشنی با حضور همه کسانی که در کتاب نامشان آمده است می گیرد.
خلاصه داستان: در فیلم جعفرخان از فرنگ برگشته جعفر خان، فرزند حاج اكبر، از فرنگ بازمی گردد و پدر با دیدن سر و وضع نامتعارف او در می یابد كه باید خود را به آب و آتش بزند تا بتواند از جعفر همانی بسازد كه می خواهد. كوشش پدر ناموفق می ماند زیرا...
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو سایت خاطره ها نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.