خلاصه داستان: در عراق، دکتری برای دفع آفات نباتی موفق به کشف مادهای میشود. رژیم عراق برای ساختن بمب شیمیایی از این سم سوءاستفاده میکند. دکتر به منظور اعتراض قصد دارد به ایران پناهنده شود. ایران برای نجات او و انهدام بمبهای شیمیایی، چند کماندو به سوی مرز دشمن اعزام میکند و...
خلاصه داستان: ««کالی» یک دختر مبارز کرد است. در شب عروسیاش منتظر پدر است که پس از سالها دوری از خانه و زندگی، در مراسم جشن شرکت کند. اما بین راه پدر کشته میشود. شوهرش نیز به علت درگیری مبارزان کرد با بعثیها درگیر شده و زندانی میگردد. «کالی» برای پیدا کردن «محمد» به همه جا سر میزند. در این احوال...
خلاصه داستان: ««امیر» که خبرنگار و عکاس است، بر اثر انفجار بمب در مراسم عروسی دچار تشنج شده و به بیمارستان انتقال داده میشود. «ستاره»، نامزدش، میداند که او به مرور بینایی خود را از دست خواهد داد. با این حال حاضر است با او ازدواج کند. «ستاره» تلاش میکند تا «امیر» را برای شرایط آیندهی زندگی آماده کند. در همین هنگام «حبیب» برادر «ستاره» نیز مجروح میشود و به تهران بازمیگردد و...
خلاصه داستان: داستان به زمان قبل از انقلاب بر میگردد. بدرفتاری و بی خیالی مرد خانواده نسبت به همسر و فرزندش باعث میشود تا مادر، تنها فرزندش را از بچگی به خارج از کشور بفرستد. پس حالا بزرگ شده و به ایران باز میگردد و عاشق دختر خدمتکار خانه میشود، اما از ماجرای پشت پرده بی خبر است تا اینکه…
خلاصه داستان: براساس گزارش منابع اطلاعاتی مبنی براحداث پایگاه دشمن ستاد عملیاتی نیروی دریائی طی ماموریتی به فرماندهی تکاوران نیروی دریائی ، خواستار آن می شود که تیمی را انتخاب و طی عملیات برون مرزی پایگاه دشمن را منهدم نماینداین ماموریت به ستوان “بای” واگذار میشود در آغاز عملیات ، یکی از افراد “بای” دستگیر می شود و …
خلاصه داستان: شانزده سال پیش از میلاد مسیح زمانی که مردم منتظرند تا مسیحای موعود متولد شود، فرزند عمران دختر می شود و مادرش نام کودک را مریم انتخاب می کند و چون پیش از تولد عهد بسته که او را تا زمان بلوغ به خدمت در معبد مقدس بگمارد، به معبد می رود، اما تا به حال پای دختری به معبد باز نشده.زکریا تلاش می کند که با تمامی مخالفت های روحانیان یهودی مریم در معبد بماند و کم کم با وجود الهامات به مریم، مردم به سوی او جلب می شوند. اما بعد از یک اتفاق مریم از معبد رانده می شود....
خلاصه داستان: یک معلم روانشناس برای تدریس وارد مدرسه دخترانه ای می شود که در آن دانش آموزان استثنائی و ناشنوا تحصیل می کنند. ورود او مصادف می شود با آشنایی با دخترکی ناسازگار و کند ذهن که قصد کشتن هم شاگردیش را در سر کلاس داشته است.معلم جوان با تلاش فراوان سعی در اصلاح شخصیت ناسازگار دخترک می کند و در روزهای بعد تلاش او تا حد ایثار و جنون پیش می رود. به زودی روشن می شود که معلم جوان به خاطر آنکه از داشتن فرزند محروم است، عاشقانه در بازسازی شخصیت دخترک تلاش می ورزد....
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو سایت خاطره ها نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.