خلاصه داستان: لانگ ( با بازی جکی چان ) بخاطر تبانی برادرش با باشگاه رقیب ( که باعث پیروزی آنها میشود ) تحقیر شده و سرافکنده میشود . او تصمیم میگیرد تا باشگاه محل اقامتش را ترک کند تا برادرش را یافته و با دستگیری گروهی اوباش ، شرافت خود را باز ستاند و راه را برای بازگشت برادرش همراه سازد ولی ...
خلاصه داستان: هری آپ، کارآگاه بیکار، موظف می شود تا در ازای دریافت دستمزد ناچیز، به عنوان محافظ و به مدت ۳ روز پیرزن و خرگوشش تئو را تا سوئیس همراهی کند. از طرفی هم ۲ سارق تابلوی تاریخی در لباس کشیش، قصد خروج از فرانسه و حراج آن در سوئیس دارند. سارقها که برای مخفی کردن تابلو راهی جز اختفای آن در قفس خرگوش پیدا نمی کنند ...
خلاصه داستان: این نگهبانان نظم، مدتهاست که با فروشندگان اسلحه مواد مخدر و قاتل در حال ذرمبارزه اند در حالی که سایر مقامات هنوز به راحتی مسیرها را ایمن میکنند. تام گایگر، کای استورم و سانی لابون "پلیس موتور سیکلت" هستند که به اصطلاح تیم ریسک LKA نامیده می شود. هر زمان که همه چیز برای عموم مردم داغ می شود از آنها استفاده می شود: به ویژه جنایات وحشیانه، عاملانی که کل کشور را تهدید می کنند، و جنایتکارانی که بسیار خطرناک و غیرقابل پیش بینی هستند.
خلاصه داستان: اسنوفی یک شکارچی است و با اینکه خود را بسیار عاقل میداند، اما مرد بسیار سادهلوحی است؛ برعکس بارنی که به قول معروف از آب هم میخواهد کره بگیرد! او از هر فرصتی استفاده میکند تا خود را پولدار کند، اما اغلب شانس نمیآورد و در لحظۀ آخر کارها همه به نوعی خراب میشوند.
خلاصه داستان: دیگو وگا از سفر تحصیلی خود برمی گردد تا سرزمینش که تحت دیکتاتوری ارتش است را نجات دهد. دیگو خود را به شکل زورو در می آورد تا از ضعیفان و ستمدیدگان محافظت کند.
خلاصه داستان: مجموعۀ کارتونی «نیلو» از این قرار است: در قرن نوزدهم میلادی، در روستای فلندرز (Flanders) واقع در کشور بلژیک، پسری به اسم «نیلو» (Nello) با پدربزرگش زندگی میکرد. نیلو به نقاشی علاقۀ زیادی داشت و پدربزرگش هم فروشندۀ شیر بود، یعنی شیر گاوهای روستا را میخرید و به شهر میبرد و آنجا میفروخت.
خلاصه داستان: ماجرا در روستای کوچکی به نام پینیون-سور-روک اتفاق میافتد، جایی که تئودور لاجانته، یک مخترع و تعمیرکار دوچرخه، زندگی آرامی را با دو همراه عجیبش سپری میکند: سونی، یک پرنده پرحرف و زرنگ، و لودویگ، یک موشکور خجالتی و نگران. اما این زندگی آرام زمانی به هم میریزد که تئودور متوجه میشود شاگرد سابقش، رودولف کوپژارت، به یک راننده مسابقهای معروف تبدیل شده است...
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو سایت خاطره ها نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.