خلاصه داستان: در هند قرن نوزدهم ، مری لنوکس ناگهان توسط وبا یتیم می شود. تنها بستگان زنده او دایی او است ، بنابراین مری برای زندگی در املاک خود در یورکشایر مورس فرستاده می شود. جایی که او یک باغ مخفی را کشف می کند ...
خلاصه داستان: یک روز مادربزرگ به پارک “لونی” میرود و متوجه میشود که پارک به علت بدهی تا هشتاد روز دیگر تعطیل میشود. او با “رین فایر” قرار میگذارد که اگر توییتی از گربهها باهوشتر بود، بتواند ظرف هشتاد روز دور دنیا را بگردد…
خلاصه داستان: «قصه های بابا سمور» درباره ی خانواده سمورها است. بابا سمور شخصیتی پدرانه و مراقب دارد، علاوه بر آن داستان سرای خوبی هم هست. هر موقع که اختلافی میان بچه ها ...
خلاصه داستان: پاپای و همسرش اولیو اویل حالا ازدواج کردهاند و پسری به نام پاپای جونیور (یا به طور خلاصه "جونیور") دارند که توانایی پاپای در کسب قدرت فرابشری از خوردن اسفناج را به ارث برده است؛ با این حال، جونیور از طعم اسفناج متنفر است (در عوض، او همبرگر را ترجیح میدهد، مانند ویمپی)، اگرچه در هر صورت اگر مشکلی برایش پیش بیاید، اسفناج میخورد...
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو سایت خاطره ها نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.