خلاصه داستان: انیمیشن پروانه درباره طرز نگرش ما به محیط زیست و برخورد با طبیعت است. در این اثر شاهد هستیم که یک پسربچه پروانههایی را اسیر کرده و در یک ظرف شیشهای نگهداری میکند. او سپس در رویای خود میبیند که توسط یک پروانه بزرگ گرفتار شده است. این پسربچه در نهایت متوجه میشود که هر چیز زندهای باید آزاد باشد؛ پس درب محفظه را برای آزادی آنها باز میکند.
خلاصه داستان: در هر قسمت از این مجموعه تلویزیونی، یکی از مسائل اجتماعی - خانوادگی به تصویر کشیده میشد. داستان هر بخش مستقل بود و مضامینی نظیر مادرزن و مادرشوهر، همسایگی، روابط مالک و مستأجر، خرافهگرایی، بهانهجویی، توقع بیجا، دهانبینی و بیمسئولیتی و غیره، محور اصلی آنها بود. در پایان هر بخش، روشهای ساده و بهتر زیستن، در سکانسی تحتِ عنوانِ «زندگی شیرین میشود» ارائه میشد.
خلاصه داستان: فصل اول سریال ماجرای خانوادهٔ «نقی معمولی» را روایت میکند که تصمیم میگیرند از شیرگاه به تهران کوچ کنند؛ اما هنگام ورود به پایتخت با مشکلات زیادی مواجه میشوند … صاحبخانه میمیرد و وراث حاضر به تحویل خانه نمیشوند، بدین ترتیب در پی مشکلاتی که در تهران برای آنها پیش میآید مجبور میشوند مدتی در کامیون ارسطو زندگی کنند.
خلاصه داستان: داستان این کارتون تماشایی در مورد بروسلی افسانهای است که به عنوان یک جنگجوی قهرمان با چشم سوم به گروهی از خدایان کمک میکند تا با شیاطین اهریمنی مبارزه کرده و آن ها را شکست دهند.
خلاصه داستان: مهندس خاکپور که قرار است معاون وزیر شود، طی حادثهای ساختگی مصدوم و به بیمارستان دی در تهران منتقل میشود. دوست او مهندس محمود بصیرت از زنجان برای ملاقات وی به تهران میآید و با پرستار بیمارستان، سیما ریاحی، آشنا میشود. مرد که زندگی خانوادگی آرامی را در کنار همسرش ترانه و دو فرزندش دارد به سیما علاقهمند شده و او را صیغهٔ خود میکند اما به مرور زمان رابطه آنها دستخوش تغییر شده و اتفاقات ناخوشایندی را برای هر دویشان ایجاد میکند.
خلاصه داستان: پادشاهی کوته اندیش و خوشگذران و ستمگر روزی در شکارگاه خود در زمان شکار و خوشگذرانی با پیرمردی فرزانه و پیشگو روبرو میشود که پیشگویی افتها و دشواریهایی را میکند که در زمان نمایان شده از ماه بر سر پادشاه فرود خواهند آمد. خوابگزار بزرگ با شناختن پیرمرد فرزانه و پیشگو (که روزگاری استاد وی بوده)، درمیابد که این پیشگویی را باید راست دانست. پادشاه از این داستان هراس کرده و در بستر بیماری میافتد...
خلاصه داستان: میتو کومون در سفرهایش دو محافظ به نامهای «ساساکی سوکه سومابورو» و «آتسومی کاکونوشین (کاکوسان)» را به همراه داشت؛ بنابراین شخصیتهای «تسوکه» (ساساکی سوکه سومابورو) و «کایکو» (آتسومی کاکونوشین (کاکوسان)) در این فیلم وجود تاریخی داشتهاند..
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو سایت خاطره ها نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.