خلاصه داستان: داستان در شهر بندری خیالی کیپ سوزت (Cape Suzette) میگذرد، جایی که هواپیماها اصلیترین وسیله حملونقل هستند. بالو (Baloo)، یک خرس تنبل و خوشقلب که در جنگلهای هند بزرگ شده، اکنون یک خلبان ماهر است که با هواپیمای قدیمی خود به نام «سی داک (Sea Duck)» به کار حمل بار مشغول است....
خلاصه داستان: در والنسیای روستایی اواخر قرن نوزدهم میگذرد. داستان با اخراج «تیو بارِت» (عمو بارِت) و خانوادهاش از کلبه و زمینی که نسلها در آن کار کردهاند آغاز میشود؛ زیرا او قادر به پرداخت بدهیهایش به مالک زمین، «دُن سالوادور» نیست. تیو بارت که از این بیعدالتی به خشم آمده، سالوادور را میکشد و به زندان میافتد. از آن پس، اهالی منطقه به رهبری «پیمِنتو» قسم میخورند که هیچکس در آن زمین کار نکند...
خلاصه داستان: داستان دربارهٔ ورود و توسعهٔ سینما و سینماداری در ایران است و وصف مشاجرههای موسیو روسیخان و موسیو آقایوف که جیرهبگیر سفارت خانههای روسیهٔ تزاری و بریتانیای کبیر هستند. فردی به نام قراچهداغی که از مجاهدان مشروطه است، جوانی به نام معلا را نصیحت میکند که خود را در راه توسعهٔ سینما مانند عوامل اجنبی گرفتار نکند...
خلاصه داستان: داستان پیرمرد مهربانی به نام پاکنهاد را روایت میکند. او مؤسس مدرسهای برای کودکان ناشنوا بوده، اما اکنون پسران طماعش او را در یک خانه سالمندان پنهان کردهاند. آنها به دیگران میگویند که پدرشان به خارج از کشور رفته و قصد دارند ساختمان قدیمی مدرسه را تخریب کرده و...
خلاصه داستان: در روستایی کوهستانی در منطقه آبروتسو و در سالهای آغازین حکومت فاشیستی (۱۹۲۷) روایت میشود. روستای فونتامارا جایی است که همه آن را فراموش کردهاند و ساکنان فقیر آن که «کافونی» (cafoni) خوانده میشوند، مجبورند در زمینهای سنگی و خشک برای زمینداران کار کنند. براردو ویولا (با بازی میشله پلاسیدو)، جوانی سرسخت و مبارز، قصد دارد پس از به دست آوردن پول کافی...
خلاصه داستان: داستان مهندس انصاری را روایت میکند که سرپرستی کارهای ساختمانی یک سد بزرگ را بر عهده دارد . در این میان، اعضای یک گروه مسلح به او هشدار میدهند که از ادامه کار خودداری کند، اما مهندس انصاری به این تهدیدها اعتنا نمیکند . سرانجام او دستگیر و در زیرزمینی زندانی میشود تا شاید همکارانش در جهادسازندگی از ادامه پروژه منصرف شوند و...
خلاصه داستان: در دنیایی فانتزی و سرشار از ماجرا روایت میشود. روزی از روزهای قصر پادشاه، هفت یاقوت کبود به سرقت میرود. پادشاه اعلام میکند هرکسی این گنجینه ارزشمند را پیدا و سارقان را دستگیر کند، پاداش بزرگی خواهد گرفت. نمکی، پسرکی باهوش و پرجنبوجوش که به همراه دوست وفادارش مار عینکی و پهلوان تیمور در میدانشهر معرکهگیری میکنند...
خلاصه داستان: داستان گروهی از قاچاقچیان خارجی و ایرانی را روایت میکند که یک محموله بزرگ قاچاق را در زاهدان پنهان کردهاند و منتظر فرصت مناسبی برای انتقال آن به خراسان هستند. رئیس گروه قاچاقچیان در نظر دارد این محموله را جابهجا کند، اما مأموران نیروی انتظامی و نيروهای نظامی در سرحد، مرزهای شرقی کشور در منطقه سیستان و بلوچستان، به دنبال...
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو سایت خاطره ها نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.