خلاصه داستان: در آینده ای که توسط جنگ نابود شده است، تنها گروه کوچکی از انسان ها زنده می مانند. تشعشعات ناشی از جنگ، گونه های جدید بسیاری از جمله اژدهاهای عظیم و نیمه هوشمند و جهش یافته های شیطانی را ایجاد کرده است. تنها منبع نیرو، سنگ آتشفشانی است...
خلاصه داستان: یتیمی به نام الیور توئیست با جیب بری در خیابان های لندن ملاقات می کند. از آنجا، او به خانواده پسرانی می پیوندد که آموزش دیده اند تا برای ارباب خود دزدی کنند.
خلاصه داستان: فرِدی یک مورچهٔ سیاه بسیار باهوش و شجاع است که در جنگلی همراه با دوستانش زندگی میکند و هر مشکلی که در جنگل پیش بیاید را با زیرکی برطرف میکند. او همیشه با پوشیدن شالی قرمز رنگ که خالهای مشکی دارد، جلب توجه میکند. کنه یکی از دوستان نزدیک فردی است و اسبش یک ملخ است. یک کفشدوزک هم نقش سگ او را دارد.
خلاصه داستان: تام سایر پسر جوانی است که در اواسط دهه 1800 در کنار رودخانه می سی سی پی بزرگ می شود. او به همراه بهترین دوستش هاکلبری فین، روزهای خود را به ترک مدرسه، ماهیگیری، بالا رفتن از درختان و ماجراجویی می گذراند.
خلاصه داستان: رضا (با بازی جمشید مشایخی) شخصیت اصلی هزاردستان است. ابتدا او را در هیئت پیرمردی خوشنویس میبینیم که با همسرش، قمربانو (با بازی شهلا میربختیار)، در مشهد و به دور از جنجالهای سیاسی تهران زندگی میکند. خلوت این زن و شوهر پیر را حضور مفتش ششانگشتی (با بازی داود رشیدی) برهم میزند. مفتش رضا را به علتی نامعلوم دستگیر میکند و با تهدید و ارعاب و شکنجه از او میخواهد به جرمی نامشخص اعتراف کند. این بازجوییها محملی میشود برای بازگشت به گذشتهٔ پر ماجرای «رضا خوشنویس» در سی سال پیش، زمانی که شهرتش «تفنگچی» بود...
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو سایت خاطره ها نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.